شنبه بیست و هفتم تیر 1388
_______________________________ رزماری
سه شنبه بیست و سوم تیر 1388
__________________ قطع ۸ هزار اصله درخت نارون در کرمان
قطع ۸ هزار اصله درخت نارون در کرمان
حمله آفت سوسک چوب خوار باعث قطع ۸ هزار و ۳۶۵ اصله درخت نارون در شهر کرمان شد.مدیرعامل سازمان پارک ها و فضای سبز کرمان گفت: از چند سال گذشته، آفت سوسک چوب خوار به درختان نارون کرمان حمله کرد.بابایی علت هجوم این آفت را ضعیف شدن درختان نارون اعلام کرد.وی با بیان این که هیچ راه مبارزه ای در برابر آفت سوسک چوب خوار درخت نارون وجود ندارد، افزود: تا آن جا که امکان داشت برای مقابله با این آفت و نجات درختان تلاش شد و فقط ۲۰ تا ۳۰ درصد توانستیم با این آفت مبارزه کنیم و درختان را نجات دهیم.
پنجشنبه یازدهم تیر 1388
____________________ خواص کاکائو
مهارکننده های آنزیم مونوآمینواکسیداز (MAO)
به نظر می رسد کاکائو اشتها را کاهش می دهد. احتمالا به خاطر داشتن مهارکننده های آنزیم مونوآمینواکسیداز. این ها با مهارکننده های آنزیم گوارشی که در اغلب مغزها و دانه ها وجود دارد متفاوتند. این مهارکننده های نادر با به جریان انداختن بیشتر سروتونین و سایر نوروترانسمیترها در مغز نتایج مساعدی را به همراه می آورند. به گفته ی دکتر گابریل کازن مهارکننده های MAO جوان ماندن و جوان شدن را تسهیل می کنند.
فنیل اتیل آمین (PEA)
فنیل اتیل آمین در شکلات یافت می شود. PEA ماده ی شیمیایی وابسته به آدرنال است که در داخل مغز هم ساخته می شود و در زمان عاشق شدن آزاد می گردد! یکی از علت های ارتباط عمیق شکلات و عشق! هم چنین PEA در افزایش تمرکز و هشیاری نقش دارد. یکی از گروههای محرک ها با منشأ گیاهی است به نام متیل زانتین که بهترین عضو شناخته شده ی آن کافئین است. شکلات کافئین خالص هم دارد اما در مقادیر بسیار اندک ( ۷۰mg در ۱۰۰gr) اثرات توبرئوما هم مشابه کافئین منتها خفیف تر از آن است و موجب هشیاری و کاهش خستگی می شود.
Anandamide( آناندامید، ماده ی سرخوشی)
ناقل عصبی به نام آناندامید در کاکائو ذخیره شده است. آناندامید به طور طبیعی در مغر ساخته می شود. آناندامید "ماده ی سرخوشی و خوشبختی" شناخته شده است چون زمانی آزاد می شود که احساس شادی و خوشبختی می کنیم. کاکائو شامل مهارکننده های آنزیمی است که آناندامید را تجزیه می کند. یعنی آناندامید طبیعی ساخت بدن و یا آناندامید کاکائو برای مدت طولانی در بدن باقی می ماند به بدن احساس خوبی می دهد.
آلرژی؟
مطالعات اخیر نشان داده است تنها یک نفر از ۵۰۰ نفری که ادعا می کردند به کاکائو حساسیت دارند به آزمایش حساسیت جواب مثبت دادند. حساسیت به کاکائو نادر است.
فلاونوئید (falavanoid)
فواید کاکائوی خام به خاطر وجود فلاونوئید است. فلاونوئید بخشی از طبقه بزرگ مواد شیمیایی ساخته شده توسط نور به نام پلی فنول هاست. چندین هزار نوع فلاونوئید در مواد غذایی رایج با منشأ گیاهی مثل چای، شکلات، کاکائو، ئانه ی سویا و شراب وجود دارد.
پژوهش های اپیدمیولوژی اعلام کرده است که شاید بعضی فلاونوئیدها از بیماری های قطعی مزمن به خصوص بیماری های قلبی عروقی جلوگیری کند.
حقایق جالب دیگر:
قدرت آنتی اکسیدان شکلات به خاطر گالیک اسید است. گالیک اسید حتی از آنتی اکسیدان های موجود در شراب قرمز که باعث مهار اکسیداسیون LDL می شود قوی تر است.( مصرف آن باعث کاهش مؤثر خطر حملات قلبی می شود)
شکلات و پوسیدگی دندان
کاکائو و شکلات کاکائویی موجب کاهش فرایند معدنی زدایی(Demineralization) می شود( فعالیتی که مستقیما پوسیدگی دندان را ایجاد می کند). پژوهشگران گزارش داده اند که شکلات حاوی مقدار زیادی پروتئین، کلسیم، فسفات و سایر مواد معدنی است. یعنی تمام موادی که اثرات حفاظتی بر روی مینای دندان دارند. شکلات حاوی مس است( ۸ میلی گرم در ۱۰۰ گرم) که توانایی گلبول های قرمز را در حمل اکسیژن زیاد می کند. نیمی از زنان کمبود مس دارند. منبع غنی از مس کبد است اما به نظر شما خوردن شکلات جالب تر نیست؟
سروتونین (۳ میلی گرم در ۱۰۰ گرم) و تیرامین (۲ میلی گرم در ۱۰۰ گرم) هم در شکلات موجودند و اثر آرامبخشی مختصر و متعادل کنندگی دارند.
چهارشنبه دهم تیر 1388
_______________________ خواص درمانی عسل
ادامه مطلب
سه شنبه نهم تیر 1388
كشور ايران به تنهايي بهاندازه چهاربرابر قاره اروپا داراي شرايط اقليمي براي توليد گياهان دارويي است
طب سنتي در قرن ۱۹جايگاه خود را تا حدي در تمام دنيا به علمپزشكي جديد و يا به عقيده خيليها به “علم پزشكي شيميايي” دادهاست.
رويكرد جديد علم به سمت گياهان دارويي و موادطبيعي بهجاي استفاده از مواد شيميايي مصنوعي اهميت كشت و فرآوري اين گياهان را روشن ميسازد و بازگشت بسوي طب سنتي سبب شده كه بيش از ۸۰درصد تحقيق در مراكز تحقيقات دارويي دنيا به استفاده از مواد گياهي و طبيعي معطوف شود.
پيشرفت علم پزشكي و گياهشناسي يافتههاي جديدي را از اهميت وخواص گياهان در درمان بيماريهامعرفي ميكند و عوارض نامطلوب داروهاي شيميايي به پيشرفت علم گياهان دارويي سرعت بيشتري بخشيدهاست.
اين درحاليست كه كشور ايران به تنهايي بهاندازه چهاربرابر قاره اروپا داراي شرايط اقليمي براي توليد گياهان دارويي است، از اين رو توليد اين گياهان ميتواند در كنار “طلاي سياه”، نام “طلاي سبز” را وارد سبد اقلام صادراتي كشورمان قراردهد.
عطاران كه نسل به نسل طبابت با گياه را تجربه ميكنند، مصرانه روشهاي درماني خود را بهترين راه علاج بيماران ميدانند و طب سنتي را كه مبتني بر استفاده از گياهان دارويي است، درمان بدون عوارض ميدانند.
يك عطار قزويني براين باور است، فايده گياهان دارويي اين است كه حداقل اگر درمان نكند عوارضي هم بدنبال ندارد.
“حسن شهيدي” افزود: گاهي بعضي ازبيماريها با كمترين هزينه بااستفاده از گياهان دارويي كه عوارض كمي دارند، قابل درمان هستند.
علي كه شغل عطاري را دركنار پدر خود آموختهاست، درباره طرز تهيه گياهان دارويي گفت: گياهان دارويي را از مناطق كوهستاني و داروهايي را كه بهشكل مايع يا كپسول هستند از شركتهايي كه مجوز توليد از سوي وزارت صنايع و بهداشت دارند، تهيه ميكنيم.
بهگفتهيك كارشناس طب سنتي، بيش از ۲۵۰گونه گياهدارويي در عرصههاي منابع طبيعي استان قزوين شناسايي شدهاست كه بيش از ۷۰گونه را گياهان اسانس دار و معطر تشكيل ميدهند و بصورت مستقيم در طب سنتي بكار ميرود.
مهندس “علي اكبرنيا” گونههاي مختلف آويشن، مريم گلي، كاكوتي، مرزهكوهي، گلپر و زيره كوهي را از گونههاي مهم گياهان دارويي توليدي در استان قزوين ذكر كرد و افزود: اين گونههااهميت خاصي در صنايع غذايي، دارويي، آرايشي و بهداشتي دارند.
وي اظهار داشت: سطح زير كشت گياهان دارويي در استان قزوين ۴۵هكتار است كه باتوجه به شرايط اقليمي و نزديكي بهبازار مصرف تهران، امكان توسعه كشت گياهان دارويي در ديمزارهاي كمبازده اراضي شور، اراضي كوهستاني و دشت تا سطح بيش از هزار هكتار ميسر خواهد بود.
رئيس مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان قزوين نيز در اينباره گفت: نتايج طرحهاي تحقيقاتي نشان ميدهد كه تعدادي از گونههاي دارويي را ميتوان بهعنوان كشت پاييزه، بهاره و تابستانه باآبياري مناسب و در مناطق كوهستاني بصورت ديم كشت كرد.
مهندس “علياصغر محمدبيگي” افزود: وجود شركت “دينه” توليدكننده داروهاي گياهي در استان قزوين مزيتي براي اين استان بشمار ميرود و گل گاو زبان و گلپر اين استان معروفيت خاصي در بازار گياهان دارويي كشور دارد.
وي اظهارداشت: الموت، طارم سفلي، بوئين زهرا ازمناطق رشد گياهان دارويي است و بهعلت تنوع آب و هوايي ايران و وجود چهار فصل متنوع بيش ازهفت هزار نوع گونه گياهي در كشور وجود دارد.
مهندس “محمد بيگي” افزود: حاصل ۴۰سال فعاليت و تحقيق در گونههاي گياهي منطقه قزوين اين بود كه اين گونهها در درمان بسياري از بيماريهاي معده، روماتيسم، قلب، بيماريهاي كبدي، دردهاي مفاصل و غيره بكار ميرود.
بهگفته وي گياهان دارويي ميتوانند مواد مفيد معدني موجود در گياهان را جذب و پس از مصرف تفالهآنرا دفع كرده و مانند داروهاي شيميايي، رسوبي در بدن باقي نميگذارد.
يك دكتر داروساز در اينباره گفت: در علم پزشكي داروها به سهدسته تقسيم ميشوند، دسته اول داروهايي كاملا با منشاء طبيعي، دسته دوم داروهاي نيمه مصنوعي و دسته سوم داروهاي شيميايي هستند.
دكتر “فرهاد كشاورز” درباره طب گياهي افزود: بعد از كشف آنتي بيوتيكها در دهه ۱۹۵۰ميلادي علم پزشكي وارد دنياي جديد خود شد و از اين بهبعد شاهد افول طب گياهي و حيواني در جهان هستيم.
اين دكتر داروساز اظهار داشت: آنتي بيوتيكهاتحول بزرگي دردرمان بيماران ايجاد كرد و بعد از آن چهار هزار نوع داروي شيميايي كشف و ساخته شدند.
وي افزود: اثرهاي درماني خوبي كه داروهاي شيميايي(غيرطبيعي)داشتند مشخص شد كه آنها عوارض نامطلوبي از خود بجاي ميگذارند بطوري كه استفاده از آنها توسط پزشكان روز به روز محدودتر ميشود.
براساس گزارشي كه در شصت و پنجمين فصلنامه علمي، اقتصادي جنگل هاومراتع كشور به چاپ رسيده ۶۰درصد مصرفكنندگان دارويي را بانوان تشكيل ميدهند.
براساس اين گزارش، بيشترين تعداد گياهان دارويي متعلق به زير رده جداگل برگها و بيشترين تعداد گونه از تيره نعناعيان با حداقل ۴۳گونه و بيشترين جنس از تيره كاسني با تعداد حداقل ۲۶جنس است.
پسته، زرشك، ميخك، چنگال آبي، شب بو، كدو، شمعداني، حنا، پنيرك، كتان، خشخاش، آلاله، عناب، گل سرخ، چتريان، بنفشه، اسفند، استبرق، گاو زبان، كاسني، پامچال، روناس، گل ميمون، توسكا، لاله عباسي، نارون، گزنه، سنجد، شاه پسند، بيد از ارقام مهم گياهان دارويي بشمار ميروند.
شنبه ششم تیر 1388
______________ مشخصات تيره عناب Rhamnaceae
ََََگياهان تيره عناب به صورت درخت يا درختچه هاي غالبا خاردار و به ندرت علفي ميباشند . در بين آنها انواعي با ساقه بالا رونده نيز يافت ميشود . مجموعا شامل ۵۰ جنس و۶۰۰ گونه اند كه بيشتر در اروپا و نواحي استوايي مي رويند . از اختصاصات آنها اين است كه برگهاي ساده ، غالبا متناوب و گلهاي منظم ، نرماده يا بر دو نوع نر و ماده ، پلي گام – دوپايه و يا يك پايه دارند ، كاسه گل آنها مركب از ۴ تقسيم ( زود افت ) و جام گل آنها شامل ۴ يا ۵ گلبرگ ( به ندرت فاقد گلبرگ ) است . پرچم هاي آنها معمولا به تعداد قطعات جام گل و تخمدان آنها آزاد يا كم و بيش متصل به كاسه گل و غالبا داراي سه خانه مي باشد ، ميوه آنها به صور مختلف خشك شكوفا يا نا شكوفا و يا گوشت دار و به صورت شفت و محتوي يك يا چند دانه است .
عده زيادي از گياهان به علت دارا بودن گلوكوزيد هاي آنترا كينونيك ، داراي مصارف دارويي مهم هستند . غالبا
ادامه مطلب
شنبه ششم تیر 1388
_________ پيرامون گونه هاي گياهي و درختي سازگار با اقليم ايران ۷ هزار گونه ارزشمند گياهي داريم
در بخشي از مقاله مورد نظر براي حاصلخيزي و تثبيت ازت خاك، پيشنهاد شده از درختاني چون اقاقيا (صمغ عربي)، گليريسيديا، لوكائا استفاده كنيم. اولاً درخت اقاقيا و درخت صمغ عربي دو درخت جداگانه مي باشند. ثانياً اقاقيا درختي است مخصوص مناطق معتدل سردسيري كه احتياج به تكيه گاه دارد و از جنس Robinia و از تيره فرعي پروانه واران مي باشد. اما درخت صمغ عربي (كه منظور نويسنده مقاله بوده) درختي است گرمسيري با نام Acacia Arabica و يا Acacia Senegal معروف به صمغ عربي (gum- Arabic tree) از تيره فرعي Mimosaceae و نام صحيح فارسي آن آكاسيا، كرت و يا صمغ عربي است، بنابراين اطلاق نام اقاقيا به اين گياه به هيچ وجه صحيح نيست. گليريسيديا نيز نام درختي است ويژه مناطق بومي و گرمسيري آمريكا و از تيره فرعي پروانه واران papionaceae مي باشد. گونه Gliricidia sepium را براي سايه انداز نهال كاكائو، وانيل و فلفل سياه پرورش مي دهند، اين درختان مخصوص درختان گرمسيري مرطوب است كه به اقرار نويسنده در شهر «ايبادان» نيجريه با شرايط خاص آب و هوايي مورد تحقيق قرار گرفته است. اما با توجه به نتايج تحقيقات كشت اين درختان در نيجريه، كشت آن در ايران با توجه به شرايط آب و هوايي متمايز و بسيار متفاوت كشور ما مفيد نبوده و براي تثبيت ازت خاك و يا مهار سيل كاربرد عملي و اجرايي و توجيه اقتصادي ندارد. اصولاً گياهان مورد تحقيق و يا رويش در «ايبادان» نيجريه(۷ درجه شمالي) را با طول روزي از ۱۱ ساعت و ۴۰ دقيقه در ماه دسامبر تا ۱۲ ساعت و ۳۳ دقيقه در ماه ژوئن نمي توانيم در ايران بكاريم، بايد توجه كنيم كه فتوپريوديسم Photoperiodism در رويش كامل و توزيع طبيعي گياه عامل مهمي است و يكي از نكات مهم انتخاب و حتي واريته يك گياه براي ناحيه معيني محتاج دانستن واكنش گياه نسبت به شرايط نوري و آب و هوا مي باشد. در استان هايي نظير لرستان، گلستان، اردبيل، چهارمحال و بختياري، قزوين، خراسان، آذربايجان، اصفهان، كردستان، توصيه كشت درختان گرمسيري Acacia و Gliricidia و Leucaena توجيهي ندارد. اين توصيه همانند آن است كه پيشنهاد كنيم گياه اسفناج را براي توليد بذر در «ايبادان» نيجريه بكارند. در صورتي كه مي دانيم براي اين كه گياه اسفناج به گل و بذر بنشيند احتياج به ۱۴ ساعت طول روز به مدت حداقل دو هفته دارد، كه البته چنين چيزي در مناطق گرمسيري نظير نيجريه عملي و امكان پذير نمي باشد.
آيا بهتر نيست به جاي توصيه كشت گياهاني گرمسيري از گياهاني مطابق با سازش هر رويشگاه و با استفسار از ايستگاه هاي تحقيقاتي هر منطقه از گياهان بومي و يا موجود در ايران استفاده كنيم تا اطلاعات فرضي غيرعملي و غيركارشناسانه احياناً وقت و هزينه هاي مالي مجرياني را كه به اعتماد توصيه هاي پيشنهاد شده اقدام مي كنند، هدر نرود.
براي تثبيت ازت خاك چرا از گياهاني كه قادر به توليد بالاي علوفه و تثبيت ازت خاك در شرايط فقر ازت خاك مي باشند، استفاده نكنيم، نظير يونجه هايي با گره كافي بر روي ريشه كه قادر هستند ازت كافي اتمسفر را در گره هاي ريشه خود تثبيت كنند، چنين گياهاني كه قابليت داشتن تعدادي گره كافي بر روي ريشه هاي خود را دارند، كم نيستند، براي اطلاعات بيشتر مي توان به كتاب هايي كه در اين زمينه توسط مؤسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع انتشار يافته، مراجعه نمود.
در بخش ديگري از مقاله ذكر شده «يكي ديگر از گونه ها كه چشم انداز اميد بخشي را در مبارزه با تخريب زمين گشوده گياهي است پر شاخ و برگ كه ريشه اي عميق دارد كه علف وتيور خوانده مي شود و جانشين ساده و ارزان قيمتي براي ديوارهاي خاكي است و به منظور كاهش فرسايش خاك سطحي در مزارع شيبدار قابل استفاده است و...» گياه مورد نظر نويسنده با نام انگليسي (وتي ور) از تيره گندميان در آفريقا، استراليا و بخش هايي از آسيا نظير برمه، گينه، شرق هندوستان و در جزاير رونيون انتشار دارد، گياهي است چند ساله با ريزوم هاي خزنده و معطر كه غالباً در ساخت عطرها و لوازم آرايشي از آن استفاده مي شود.
اين گياه براي بوجود آوردن پرچين و جلوگيري از فرسايش خاك بسيار مفيد است، اما چون استقرار اين گياه به وسيله ساقه هاي خزنده زيرزميني صورت مي گيرد، در صورت عدم كنترل، استقرارهاي بعدي را در پي خواهد داشت و تبديل به گياه مهاجمي عليه گياهان زراعي مي شود و چون در جاوه و جزاير رونيون و ديگر مناطق از ريزوم هاي آن در صنعت براي تهيه اسانس روغني استفاده مي شود.
در بخش ديگري از مقاله مي خوانيم كه در سنگال برگ هاي اقاقيا پس از ريزش، ازت و مواد آلي به خاك مي رساند. در فصل خشكسالي نيام هايي توليد مي كند كه علوفه خوبي برام دام ها هستند و برگ ها سايه مي اندازد كه اين سايه مورد استفاده دام قرار مي گيرد در نتيجه كود دام ها به نوبه خود حاصل خيزي زمين را بيشتر مي نمايد.» با توجه به توضيح و چشم انداز ارائه شده كشور سنگال را در غرب آفريقا در نظر بياوريد و بعد بياباني كه فاقد پوشش گياهي زيادي است و چند تكه درخت آكاسيا (نه اقاقيا) كه چند دام هم از گرما و حرارت نور خورشيد به زير سايه اين درختان پناه آورده و چون علوفه اي هم نيست از نيام هاي چرمين محتواي دانه درخت تغذيه نموده و با كود خود زمين صحرا را حاصلخيز مي كنند. آيا اين چشم اندازي واقع گرايانه است؟ با توجه به شرايط رويش درخت آكاسيا سنگالي و با توجه به شرايط برخي از ۴۵۰ گونه جنس آكاسيا تنها مي توانيم در جنوب خوزستان چند شهر را نام ببريم كه برخي از گونه هاي آكاسيا بتوانند دوره رويشي خود را تكميل كنند. نيام هاي محتوي دانه درخت آكاسيا تا زماني كه سبز مي باشند قابل جمع آوري و استفاده دام ها مي باشد اما براي دام هاي اهلي دست يابي به نيام ها بر روي درخت امكان پذير نيست و در صورت عدم برداشت نيام ها، چرمين و قهوه اي رنگ شده و قابل خوردن نيستند، ضمن آن كه برداشت هاي نيام آكاسيا در ايران توجيه اقتصادي ندارد، هم چنين مزه نيام ها براي دام هاي اهلي ايران ناخوشايند است. در شهرهاي خرمشهر، آبادان، ماهشهر، مسجد سليمان، آغاجاري، بندرعباس، ميناب، گونه هايي از آكاسيا رويش دارند كه حداقل مي توانيم آنها را به عنوان نمونه مورد تحقيق قرار دهيم.
|
|
مي بايست پوشش گياهي پيشنهادي بر اساس شرايط آب و هوايي مناطق رويشي كه با اقليم مشخصي سازش دارد (نظير: منطقه جنگلي نقاط پست مازندران، منطقه جنگلي نقاط مرتفع خزر، منطقه جنگلي زاگرس و بيشه ها وعلف زارها، منطقه رويشگاه هاي كوهستاني و منطقه گرمسيري و رويشگاههاي بياباني جنوب) انتخاب و پيشنهاد كنيم، ضمن آنكه پارامترهاي ديگري نيز بايد مورد توجه قرار گيرد، به عنوان مثال، ميزان بارندگي در فراواني و يا كم شدن اجتماع گياهي هر كدام از مناطق رويشي نقش اساسي دارد و ميزان بارندگي ساليانه در ايران بين ۵۰ ميلي متر يا كمتر (بيابان لوت) و ۲۰۰۰ ميلي متر (سبلان و دماوند) متغير است و چنانچه ميزان بارندگي ساليانه از اين مقدار كمتر باشد پوشش گياهي وضع پيوسته خود را از دست خواهد داد لذا با تحقيقات كافي مي توان گياهاني را براي مناطق مختلف با توجه به نيازهاي رويشي و ميزان بارندگي انتخاب و براي مهار سيل و يا تثبيت ازت خاك از آن استفاده كرد.
فلور ايران يكي از غني ترين فلورهاي خاورميانه است، اگر به منابع گياهي مراجعه دقيق تري داشته باشيم خواهيم ديد كه گياهان گل دار ايران بالغ بر ۷ هزار گونه است، كه از اين فلور غني گياهان زيادي را مي توانيم انتخاب كنيم كه در تثبيت ازت خاك و يا در مهار سيل نقش اساسي داشته باشند و احتياجي به واردات برخي گونه ها كه حتي استمرار آن در اكثر مناطق ايران مورد شك و ترديد است، نداشته باشيم.
مهندس علي رضايي نژاد
شنبه ششم تیر 1388
___________ كاشت سوزنی برگان در ایران ؛ جنگلكاری یا جنگلخواری؟!
دكتر حسین آخانی
وقتی به كشورهای غربی سفر میكنی، در اثر تبلیغات سوء رسانهها مردم تصور
غلطی در مورد ما ایرانیان دارند. آنها فكر میكنند كه مردم ایران به شدت
با غرب و مردم آن مخالفند. بسیاری از آنها حتی از مسافرت به ایران وحشت
دارند. ولی وقتی به ایران سفر میكنند، چهرهای كاملا متفاوت میبینند،
مردمیمیهماننواز و به شدت خارجی دوست، مردمیكه حاضرند تمام حقوق
ماهیانه را خرج كنند تا سفره رنگینی برای میهمانان خارجی ترتیب دهند.
این نحوه برخورد با خارجیان به قدری افراطگونه است كه اغلب كسانی كه
من میشناسم در سالهای اخیر به ایران سفر كردهاند دوست دارند هر سال به
ایران بیایند. كم نیستند خارجیانی كه به ایران میآیند و در سایه همین
همراهی و همكاری ما ایرانیان ذخایر ژنتیكی و آثار باستانی ما را بدون هیچ
مشكلی از كشور خارج میكنند.
متاسفانه این میهماننوازی افراطی به شكل دیگری گریبانگیر منابع طبیعی
كشور و بهخصوص گیاهان وارداتی شده است. چند وقت پیش به مناسبت هفته منابع
طبیعی تقریبا همه مقامات تراز اول كشور با آبپاشی در یك دست و نهالی در
دست دیگر با كاشت گیاهانی كه اغلب با سرزمین ایران بیگانهاند میزان
علاقهمندی خود را به درختكاری به نمایش گذاردند. البته در كنار این
حركتهای نمادین شبانه نیز تعداد زیادی از درختانی كه روزی اسلاف این
درخت دوستان، بر زمین ایران غرس كرده بودند را قطع میكنند و یا دستور
شمارش دهها هزار درخت را صادر میكنند تا در آخرین باقیماندههای
جنگلهای دوران سوم زمینشناسی قطع شوند، تا شاید سال دیگر در همین روزها
نهالهایی از درختانی كه كمتر كسی به بیگانه بودن آنها شك میكند در
ویرانهای كه به نام جادهسازی در گلستان ایران زمین ایجاد شده است كاشته شود!
همین چند وقت پیش بود آقای اینانلو - كه یكی از برنامهسازان ماهر و به حق
از عاشقان طبیعت این مرز و بوم است - در یكی از برنامههای تلویزیونی سخن
نادرستی را از قول یكی از همكاران دانشگاهی مطرح كردند كه تعداد گیاهان
ایران معادل قاره اروپاست: (البته به این شرط كه عدد 7300 را معادل 12500
فرض كنیم)! هرچند كه در اهمیت كیفی ذخایر ژنتیكی كشور تردیدی نیست ولی طرح
ادعاهای نادرست ژورنالیستی این ذهنیت را در بیننده ایجاد میكند كه ایران
از نظر ذخایر ژنتیكی بسیار غنی است و مدیرانی كه بسیار مقطعی فكر میكنند
اشكالی نمیبینند بخشی از این ذخایر قربانی پروژههای توسعهای شود. بارها
مسوولان منجمله آخرین آن رئیس یا معاون سازمان جنگلها و مراتع مدعی
شدهاند كه ایران از نظر ذخایر ژنتیكی رتبه پنجم را در جهان دارد. اما این
سوال مطرح است كه راستی كشوری كه از نظر ذخایر ژنتیكی و تعداد گونههای
گیاهی تا این حد بیهمتاست، چرا این بزرگواران در این روزها حاضر نیستند
یكی از همین چندین هزار گونه باارزش گیاهی كشور را در هفته منابع طبیعی بر
زمین خودی بكارند؟ آیا هیچوقت این عزیزان به فكرشان خطور كرده است كه كاج (Pinus eldarica)، سرو نقرهای (Cupressus arizonica)، اقاقیا (Robinia pseudoacacia)، آتریپلكس (Atriplex canescens)،كهور پاكستانی آمریكایی (Prosopis juliflora) و اكالیپتوس (Eucalyptus camaldulensis)
از سرزمینهایی آمدهاند كه نه آب و هوای آنها با ما یكی است و نه رشد
چنین گیاهانی نشانی از توانمندی برنامههای جنگلكاری دارد. عجیب آن است كه
عشق به كاشت اینگونهها به حدی شدید است كه حاضرند درست در مركز مناطقی
كه قانونا به نام پارك ملی ثبت شدهاند، توسط همین گیاهان وارداتی اشغال
شوند. نمونه آن كاشت گیاهان وارداتی در عمق پارك ملی سرخه حصار توسط
شهرداری است و یا كاشت آتریپلكس در جنوب پارك ملی گلستان كه سالها پیش
صورت گرفته و یا اجرای پروژههای وسیع كشت گونههای وارداتی در منطقه
حفاظت شده جهان نما در استان گلستان است.
![]() Prosopis juliflora |
![]() Cupressus arizonica |
![]() Pinus eldarica |
![]() Robinia pseudoacacia |
![]() Atriplex canescens |
![]() Eucalyptus camaldulensis |
بحث در مورد جنگلكاری و نقد علمیپروژههای احیای مراتع در این مقاله نمیگنجد اما لازم است در این نوشتار از نظر علمیفقط به جنبههای منفی پروژههای گسترش سوزنی برگان اشاره شود. انتظار میرود كه مدیران و كارشناسان سازمانهای مسوول مانند سازمان جنگلها و مراتع، سازمان حفاظت محیط زیست و شهرداری پاسخی درخور به این انتقادات بدهند.
1- از 7300 گونه گیاهی ایران فقط 6 گونه سوزنی برگ وجود دارد كه جزو فلور طبیعی ایران هستند كه عبارتند از: زربین یا سرو (Cupressus sempervirens) چهار گونه از جنس ارس (Juniperus spp. ) و سرخدار (Taxus baccata) .زربین یا سرو گیاهی است كه با آب و هوای مدیترانهای سازگار است و از دیرباز در ایران كاشته میشده است. ارس از گیاهان كوهستانی است كه اغلب در مناطق مرتفع البرز و كوههای خراسان و كپه داغ و بهطور پراكنده در زاگرس دیده میشود. سرخدار نیز از گیاهان در حال انقراض ایران است كه رویشگاه طبیعی آن جنگلهای اطراف گرگان و یك جمعیت آن نیز در پارك ملی گلستان وجود دارد. كاج كه تقریبا در تمامینقاط ایران كاشته میشود گیاهی خارجی است و تقریبا از اجزای اصلی پروژههای احداث كمربند سبز در تهران و سایر شهرهای ایران است. اینگونه احتمالا از قفقاز به ایران آورده شده است. تمامیگونههای سوزنی برگ دیگری كه در ایران كاشته میشوند نیز منشا خارجی دارند مانند سرو نقرهای كه از آمریكا به ایران آورده شده است.
2- كاشت سوزنی برگان را میتوان نوعی تهاجم به طبیعت ایران قلمداد كرد كه اتفاقا 335 دهه پیش آمریكاییها جهت اهداف اقتصادی در بسیاری كشورها منجمله ایران و برزیل فرهنگ آن را گسترش دادند. دلیل این كار نیز آن است كه این گیاهان عمدتا از رشد سریعی برخوردارند و قادر به رشد در خاكهای فقیر هستند. در ضمن چون بخش عمده بیوماس آنها در تنه ذخیره میشود برای صاحبان شركتهای تولید چوب به صرفه است.
3-با گسترش دانش بشری و پی بردن به اشتباهات گذشته نه تنها كشت اینگونهها توصیه نمیشود بلكه تقریبا تمامیكشورهای پیشرفته به این نتیجه رسیدهاند كه خسارت كاشت گونههای سوزنی برگ به مراتب بیشتر از سود آنهاست. بر اساس آخرین یافتههای علمی كه در كتاب اكولوژی گیاهی
(Schulze et al. (2005 آورده شده است میتوان به ضررهای زیر اشاره كرد:
- الف- تعادل دمایی: ریزش فصلی برگها در درختان برگریز باعث میشود كه در زمستان و بهار تبادلات انرژی در سطح خاك و در تابستان در اشكوب بالایی درختان صورت میگیرد. در ابتدای بهار كه هنوز درختان برگ ندارند، دمای خاك و بقایای گیاهی سطح خاك به سرعت افزایش مییابد. در نتیجه گرم شدن زمین پوشش گیاهی كف جنگل نیز فعال میشود. لذا بسیاری از گیاهان علفی و به خصوص ژئوفیتهای بهاری رشد میكنند. رشد این گیاهان هم باعث افزایش تنوع زیستی میشود و هم ذخیرهسازی مواد غذایی در اكوسیستم را افزایش میدهد. جالب آن است كه گیاهان علفی زمانی از نیترات خاك استفاده میكنند كه ریشه درختان هنوز فعال نیست ولی سوزنی برگها به دلیل پوشش دائمیبرگها از نفوذ نور خورشید به سطح زمین جلوگیری میكنند. فقدان نور مانع از تشكیل و رشد جامعه گیاهی در بستر میشود. خاك سرد نیز مانع از تجزیه بقایای گیاهی میگردد.
- ب: تعادل آبی: سطح كل برگها و شاخههای سوزنی برگها از پهن برگها بیشتر است. ولی میزان تعرق در سوزنی برگها و پهنبرگها تقریبا برابر است كه علت آن كمتر بودن تبادلات روزنهای سوزنی برگان است. در نتیجه درختان سوزنی برگ مقدار آب بیشتری را روی شاخ و برگ خود نگه داشته و مجددا در اثر تبخیر از دست میدهند (نگاه شود به شكل.) طبق مطالعات انجام شده سوزنی برگان در مقایسه پهن برگان از رسیدن بیش از 20 درصد حجم باران به سطح خاك جلوگیری میكنند. این مقدار در كشور ایران كه آب و هوای گرم وخشك دارد به مراتب بیشتر است و باعث جلوگیری از ذخیرهسازی آب میشود. به همین دلیل جهت تقویت منابع آبهای زیرزمینی در كشورهای اروپایی سعی در كاهش جنگلهای سوزنی برگ و جایگزین كردن آنها با پهن برگها مینمایند.
- ج: تعادل مواد غذایی: در میزان استفاده از نیترات خاك تفاوت فاحشی بین سوزنیبرگان و پهن برگان وجود دارد. فعالیت آنزیم نیترات ردوكتاز در سوزنی برگان به مراتب كمتر از پهن برگان است. این گیاهان عمدتا ازت را به شكل آمونیوم جذب میكنند. لذا نیترات خاك در جنگل سوزنی برگ شسته شده و باعث افزایش اسیدیته خاك میشود. درختان پهن برگ به دلیل غنای پوشش كف، مقدار نیترات بیشتری جذب میكنند و لذا از شستوشوی نیترات خاك جلوگیری میشود. از آنجایی كه بخش عمده فلور ایران را گیاهان قلیاییپسند تشكیل میدهند، افزایش اسیدیته خاك مانع از رشد بسیاری از گیاهان میشود.
- د- تشكیل هوموس: در زیر درختان سوزنیبرگ هوموس خام (تجزیه نشده) انباشته میشود. ولی هوموس زیر درختان پهن برگ بیشتر قلیایی بوده و از مواد غذایی غنی است. موجودات تجزیهكننده هوموس در زیر درختان پهن برگ بسیار غنی و فعال هستند. وجود رزین و سایر متابولیتهای ثانویه مانع از تجزیه هوموس در خاك سوزنی برگان میشود. ظرفیت تبادل كاتیونی در حین تجزیه برگهای پهن برگان نسبت به سوزنی برگان بالاست. لذا تشكیل هوموس در زیر درختان پهن برگ سریعتر و بهتر انجام میشود. بهطور طبیعی سوزنی برگان در خاكهایی كه از نظر غذایی فقیر و اسیدیترند رشد میكنند.
4- با توجه به توضیحات ذكر شده مشخص است كه كاشت سوزنی برگان و به خصوص گونههایی كه قبلا اهلی شدهاند كاری آسان و بیدردسر است، چون این گیاهان در خاكهای فقیر امكان رقابت بیشتری نسبت به سایر گیاهان دارند. از طرفی خود باعث فقر بیشتر خاك و كاهش شدید تنوع زیستی میشوند. از بین رفتن گونههای بومی یكی از اثرات منفی كاشت این درختان است. حدود 25 درصد گونههای گیاهی ایران بومیو منحصرا در محدوده جغرافیایی ایران رشد میكنند. بسیاری از گیاهان بومیدارای جمعیتهای كوچكی هستند و در جاهایی رشد میكنند كه امروزه به مناطق شهری و كشاورزی تبدیل شدهاند. معمولا بسیاری از این گیاهان میزبان لاروهای حشرات بوده و یا بهطور همزیست با قارچها زندگی میكنند. كاشت سوزنی برگان (و البته هر گیاه وارداتی دیگر) به راحتی میتواند شانس بقا و زندگی این حشرات و قارچها را گرفته و در چرخههای اكولوژیكی اخلال ایجاد میكنند.
5- تفاوت عمده بیولوژیكی درختان سوزنی برگ با گیاهان پهن برگ و به خصوص گیاهان بوتهای و علفی در نوع گردهافشانی آنهاست. سوزنی برگان توسط باد گردهافشانی میكنند ولی گیاهان علفی و درختچهای عمدتا توسط حشرات گردهافشانی میشوند. با جایگزین شدن سوزنی برگان در جامعه گیاهی غنای فون نیز كاهش مییابد. از طرفی با تخریبهای صورت گرفته در خاك و آبیاری مصنوعی، علفهای هرز و مهاجم و به خصوص گونههای خارجی، اطراف درختان سوزنی برگ را پر میكند كه خود تهدیدی برای بقای سایر گیاهان خودروی منطقه میشود.
نتیجه آنكه، آنچه امروز به نام ایجاد جنگلكاری با سوزنی برگان انجام میگیرد بیشتر به جنگلخواری شبیه است تا جنگلكاری. چون هم باعث تخریب جنگل و مراتع طبیعی میشود و هم سودهای سرشاری را نصیب پیمانكاران و مشاوران این پروژهها میكند. انتظار میرود مسوولان محترم سازمانهای مسوول توجه بیشتری به ذخایر ژنتیكی بومی این كشور مبذول دارند. فلور ایران دارای صدها گونه گیاهی مفید و زیباست كه اگر كمی دانش و درایت به كار گرفته شود به راحتی میتوان با صرف هزینههای ناچیز با حفاظت از مناطق طبیعی شهری و یا استفاده از گونههای بومی در مناطق تخریب شده از تهاجم گونههای بیگانه به طبیعت ایران جلوگیری كرد. البته یك شرط دارد و آن افزایش دانش مدیران و كارشناسان مسوول و اختصاص بودجههای پروژههای جنگلكاری به حفاظت از طبیعت است. اگر هم حاضر نیستند برای حفاظت هزینه كنند، دست از تخریب طبیعت بردارند كه ما را به خیر تو امید نیست، شر مرسان!
جمعه پنجم تیر 1388
_________________________ درختان و درختچه ها
اهميت اينگونه درختان در باغ ايراني، بيشتر ايجاد سايه و زيبايي است.
اينگونه درختان كه اكثراً غير مثمر هستند بيشتر در محور اصلي باغ كاشته
ميشدند. در اينجا انواع درختان به ترتيب اهميت آنها در باغ ايراني معرفي
ميگردند منابع مورد استفاده در اين مبحث، باغهاي ايراني ( پيرنيا، محمد
كريم ) باغ ايراني (دانش دوست، يعقوب ) باغ ( ابوالقاسمي، لطيف ) گياهان
پهن برگ مقاوم به شرايط نامساعد( يارايي، رامي) فلور ايران ( قهرمان،
احمد ) و كتاب TREES Coombes,Allem هستند.
1- سروها: Cupressus Cupressaceae : تيره 1-1- سرو ناز:Cupressus sempervirns داراي تاج مخروطي شكل و زيباست و ميوه آن به صورت كروي است. برگهاي فلسي و متراكم دارد و نوك آن به سمت بالا قراردارد. زربين C.V var. horizon tallis با انشعابات فرعي و افقي و سرو شيرازC.v .var. Fastigiata كه بعنوان گياه تزئيني در باغهاي تاريخي و در محورهاي اصلي كاشته ميشده و به باغ زيبايي خاصي ميبخشيدهاند، از واريتههاي سروناز هستند. 1-2- سرو نقرهاي: Capressus arizonica داراي برگهاي نقرهاي است . بومي ايران نمي باشد. ولي در باغها كشت آن ديده شده است و ارتفاع آن به 8 متر مي رسد. 1-3- سرو خمرهاي Bieta orientalis داراي برگهاي فلسي شكل است. رنگ عمومي آن سبز و روشن است كه در زمستان كمي تغيير رنگ ميدهد. بعنوان پرچين هم از آن استفاده ميشود. ميوه آن مخروطي كوچك است. از2 الي 5 فلس تشكيل شده كه در كنار هر فلس دو دانه قرار گرفته است. سروها از گونههاي رايج در باغهاي ايراني هستند و در اكثر باغهاي تاريخي بويژه در باغهاي شيراز، باغ فين كاشان و باغ شاهزاده ماهان مشاهده ميشوند. 2- چنار درختي پهن برگ و خزان كننده، با پوست روشن (خاكستري) است. ارتفاع آن به 25 متر ميرسد. ميوه آن كركدار وگرد و داراي دنباله است. دنباله ميوهها اكثراً بين 6تا 8 سانتيمتر است .ميوه آن در پاييز ميرسد. برگها با پهنك داراي 5 تا 7 قطعه دندانهدار هستند. گرده آن باعث آلرژي در افراد ميشود مهمترين گونه آن P.orientalis است كه در باغهاي قديمي در مناطقي مانند تهران رواج بسيار داشته است و اصولاً تهران در قديم چنارستان بوده است. از گونههاي ديگر آن ميتوان به P.hispanica و P.aceiflia اشاره كرد. 3-كاج ايرانيPinus eldarica Pinaceae(Abistacaea) : تيره درختي بزرگ با ميوه مخروطي شكل است كه ارتفاع درخت به 20 تا30 متر ميرسد. شاخههاي آن نسبتاً بلند هستند برگهاي آن دائمي با يك رگبرگ ميباشد. دانه گرده ( ميكروسپور: اندام توليد مثلي نرگياه) آن داراي بادكنك است كه موجب تسهيل در عمل گرده افشاني ميگردد. دستگاه ماده مخروطي شكل و بر روي آن برگههاي متعددي موجود است كه آنها را برچه ( كوچكترين واحد مادگي) مي نامند، درون آن تخمك )مگاسپور: اندام توليد مثلي ماده گياه ( قرار دارد. چوب آن صمغي است و مصارف صنعتي دارد. اين گونه گياهي از حلب وارد ايران شده است. از گونههاي ديگر كاج كه در باغها كاشته ميشوند: كاج جنگلي P.sylvestris، كاج كاشفي P.longifolia، كاج سياه P.laricio ميباشد. كه اكثراً بومي ايران نميباشند. در بيشتر باغهاي تاريخي و در اكثر نقاط كشور به جز جنوب و حاشيه خليج فارس اين گونه گياهي وجود دارد. 4- صنوبرPopulus spp Salicacea : تيره اين درخت داراي ريشههاي سطحي بوده ولي رشد آنها بسيار عالي است و دركمتر از15 سال به ارتفاع 25 متر مي رسد. خزان كننده، پهن برگ و تك پايه(دانه گرده و مادگي روي يك گياه تشكيل و لقاح صورت مي گيرد) است. گلها منفرد، اكثراً كركدار، و با گل آذين(طرز قرارگرفتن گلها روي ساقه و يا شاخه) خوشهاي بوده و ميوهها كركدار است. گونه هاي آن عبارتند از: 4-1- سپيدار: P.alba درختي است ستوني شكل و بلند. پشت برگها روشنتر است و نقرهاي رنگ ميباشد ارتفاع آن 25-18 متر و بسيار مقاوم است. در باغهاي تاريخي و قديمي زياد كاشته ميشده است چه بعنوان باد شكن در حاشيهها و بعضاً در مسيرهاي اصلي نيز كاشته ميشد. 4-2- صنوبر خاكستري: P.canescens ارتفاع آن به 30 متر ميرسد. اندازه برگ آن با سپيدار تفاوت دارد. پوست تنه آن خاكستري مايل به زرد ميباشد. 4-3- تبريزي:( اشالك، صنوبرآسيايي، صنوبر لمباردي)P.nigra var Italica از درختان با ارتفاع زياد و زيبا ميباشد. معمولاً در كنار باغها كاشته ميشده است. برگهاي آن لوزي شكل و زيبا كه درازي برگها بيش از پهناي آن مي باشد. در پاييز به رنگ زرد قناري در ميآيد. 4-4- صنوبر لرزان: ( آشنگ ) P.tremula برگهاي آن شبيه نارون است. 4-5- پده P.eupratica مخصوص نواحي گرم است. 5- نارون ( وسك، قره آغاج )Ulmus Ulmaceae : تيره درختي است با پوست شكافدار، برگهاي متناوب، خزان كننده و رگبرگهاي شانهاي، دمبرگ كوتاه، پهنك معمولاً در قاعده مورب، حاشيهاي ارهاي مضاعف يا ساده. گوشوارك( زائده اي درقاعد ه برگ كه معمولاً زير برگ قرار دارد) ريزان دارد. گلهانر- ماده ( اندام جنسي نروماده روي يك گل قراردارد )يا تك جنسي(گلهاي نر و ماده از يكديگر جدا هستند)، قبل از ظهور برگ ظاهر ميشود. پوشش گل، استكاني ( منظور شكل گل آذين است) و داراي 4 تا 8 لوب است. پرچمها( اندام نر گياه) داراي ميله باريك و طويل هستند، ميوه فندقه بالدار( سامار: دراين نوع ميوهها ( اپيدرم (پوست خارجي) يك تخمدان رشد كرده و به صورت زائدههاي بال مانند در ميآيند) بوده بالها در انتها شكافدارهستند. تشكيل ميوه 3 تا 4 هفته بعد ازگل دهي انجام ميگيرد. در نواحي شمال، شمال غرب و شمال شرق ايران بيشتر ديده مي شود . خصوصاً درتهران بسيار زياد كشت مي شود. 5-1- نارون چتري:Ulmus umbraculifera برگها متقارن و داراي قاعده تقريباً قلبي شكل بوده و نوك داندنه ها تيز نيست. فصل گلدهي اواخر زمستان بوده و گياه متعلق به بخشهاي مركزي فلات ايران است. گونههاي نارون 5-2- ملج U. Montana 5-3- اوجا U. Campestris ساير درختان سايهدار: 1- آزاد: Zelkova Carpini folia Ulmaceae : تيره درختي بلند به ارتفاع تا 35 متروداراي برگهاي بيضي شكل به طول حدود 8 و عرض 4 سانتي متر است.برگها اكثراً نوك هستند اما انواع نوك تيز نيز درآنها مشاهده شده است. حاشيه برگها ساده بدون كنگره، اما گاهي دندانههاي هلالي كند درآنها مشاهده ميشود. سطح فوقاني برگ نرم وسطح زيرين آن تقريباً بدون كرك است. پوست درخت خاكستري تيره است. دمبرگها كوتاه1،2و حداكثر 3 ميلي متر است. فصل گلدهي آنها اوايل بهار است. در شمال ايران زياد به چشم ميخورد و بيشتر درختي جنگلي محسوب ميشود. 2- داغداغان (تا): Celtis spp. Ulmaceae: تيره درخت يا درختچهاي با پوست صاف است كه پوست آن به آساني جدا نميشود. برگها متناوب، خزان كننده، داراي 3 رگبرگ مشخص در قاعده هستند. دمبرگ آنها مشخص است. گلها نرو ماده و از هم جدا يا به صورت هر ما فروديت (نرماده) ميباشد. زمان پيدايش آنها تقريباً همزمان با زمان پيدايش برگهاست.گلها در مادهها منفرد و در نرها مجتمع هستند. ميوه آن شفت، (داراي ميانبر ضخيم و گوشتي درونبر استخواني)، كروي يا تخم مرغي بوده، دمگل آن مشخص وهسته آن سخت است. از درختان قديمي بومي ايران است. 3- زبان گنجشگ: (ون) Fraxinus excelsior Oleaceae : تيره شاخههاي آن به سرعت به صورت عرضي رشد مي كنند. برگهاي آن ريز و كوچك بوده و به برگچههايي تبديل ميشوند. در بهار به برگ مينشيند. ارتفاع آن گاهي به 18 متر ميرسد. ميوه آن در تابستان ظاهر ميشود. درختي مقاوم با عمر طولاني است. دو واريته(Variety ) دارد: F.excelsior Var Jaspidea F.excelsior Var pendula در باغها در مسيرهاي فرعي كاشته ميشده است و سايه مناسبي دارد. 4- توس ( غان)Betula pendula Betu laceae : تيره درختي است خزان كننده و با رشد زياد. برگهاي آن نوك تيز و دندانهداراست. در پاييز رنگ برگها متمايل به زرد ميشوند. چوب اين درخت بسيار محكم است. بهتر است در نزديك درختان سبز خصوصاً سوزني برگان كاشته شود تا جلوه بيشتري پيدا كند. عمر اين درخت كم است. در هر نوع خاك بعمل ميآيد. محيط آفتابي يا نيم سايهدار را ميپسندد. پوست زيبايي دارد كه معمولاً به رنگ سفيد است 5- راش ( آلش، راج، مرس) Fagus sylvatica Fagaceae : تيره درختاني پهن برگ و خزان كننده با چوب صنعتي هستند كه برگهاي بيدندانه يا كم داندانه و گلهاي نر نزديك به هم دارند و همانند سنبلههاي توپي، 1 تا3 ميوه در گريباني(پوشش گل كه گلبرگها را در بر ميگيرد) چهار برگه خاردار بوجود ميآيد. ارتفاع آنها تا 30 متر و گاهي بيشتر مي رسد و شاخههاي فرعي زياد و برگهاي سبز براق آنها در پاييز زرد ميشوند. دندانه برگها ملايم است. بعنوان پرچين يا حصار هم ميتوان از آن استفاده كرد. 6- بيد معمولي:Salix alba Salicaceae : تيره بزرگترين بيد است كه ارتفاع آن به 15 متر ميرسد. برگهاي آن دراز و باريك و ميوه آن كم و بيش بدون كرك است. گونه S.chrysocoma يا بيد مجنون كه خيلي سريع رشد ميكند. در باغ ايراني كمتر مورد استفاده قرار ميگيرد به طور كلي از بيد در جاهايي كه سايه وجود داشته استفاده ميگرديده و هرگز كنار استخر يا در مسيرهاي اصلي باغ كاشته نميشده است. 7- بيدمشك : Salix aegyptica Sali caceae:تيره داراي گلهاي سفيد يا خاكستري بسيار معطر است. ازگل آن عرق بيدمشك تهيه مي شود كه استفاده داروئي دارد و استفاده از آن درگذشته بسيار معمول و متداول بوده است. اين درخت از جمله گياهاني است كه به جز جنبه زيبايي آن، داراي استفاده هاي فراوان ديگري نيز ميباشد. 8- درخت ابريشم:(شب خسب)Albizia julibrissin Mimosacae: تيره ارتفاع اين درخت به 8 متر ميرسد پوست آن خاكستري تيره است و برگهاي شانهاي دارد. محور برگ به طول 10تا 28 سانتي متر داراي يك غده در قاعده دمبرگ بوده و در محل بين آخرين جفت شانه،(برگهاي مقابل هم )گوشوارك دارد. شانه هاي برگ به تعداد 4 الي 14 جفت به طول 15 سانتي متر است كه تعداد برگچه هاي آن 10 الي 30 جفت مي باشد. طول برگچهها تا 18 و عرض آنها 3تا7 ميلي متر است. دانههاي گل به تعداد 8 تا 15 عدد بوده و فصل گلدهي آن بين خرداد تا مرداد ماه است و زمان رسيدن ميوه شهريور ماه تا مهرماه است .اين درخت در قديم بسيار استفاده بسيار مرسوم و متداول بوده است. بويژه در تهران كه اين درخت با آب و هواي اين شهر سازگاري دارد. اين درخت درشمال مركز ايران ديده ميشود. در شمال و مركز ايران ديده ميشود. 9-كهور ايراني: Prosopis Mimosaceae : تيره ارتفاع اين درخت به 10 متر و گاهي 15 متر ميرسد. پوست آن متمايل به خاكستري رنگ است. خارهايي بامنشأ اپيدرمي( خارجي ترين لايه گياه) دارد كه طول آنها بين 3 تا 7 ميلي متراست. خارها (اكثر درختان مناطق گرمسير خاردارند) معمولاً راست و گاهي خميده است. مخروطي شكل و قاعده آن پهن است.گل آذين آن شبه سنبله به طول 7تا 16 سانتي متر ميباشد گلهاي آن زرد، بدون كرك و كاسه گل كوچك است. طول گلبرگها 5/3 تا 5/4 سانتي مترو زمان گلدهي اسفند ماه تاس خرداد و زمان رسيدن ميوه خرداد و تير است. 10- ممرز( اولس):Carpinus betulus Mimosaceae : تيره بيشتر در نواحي شمال ميرويد و برگهاي آن دندانه داراست. گلهاي نر با خوشههاي دراز همراهند و ميوههاي آن شبيه ميوه رازك هستند. در هر نوع خاك حتي خاكهاي سنگين نيز بعمل ميآيد و در آفتاب يا نيم سايه بعمل ميآيد. 11-اقاقيا معمولي: Robinia psedo acaia Legaminosae :تيره ارتفاع اين درخت به 15 متر ميرسد تاج آن گسترده است و برگهاي آن متناوب، شاخهها شفاف و قهوهاي رنگ هستند، گل آن كاسه اي استكاني، جام سفيد، شيري رنگ معطر و موسم گل آن ارديبهشت مي باشد. اقاقيا درخت مقاومي است كه با انواع آب و هوا سازگاري يافته و در اكثر باغهاي قديمي نيز كاشته ميشده است. 12- ارغوانCeris siliquastrum Leguminoseae : تيره درخت يا درختچهاي به ارتفاع 5 تا 10 متر با برگهاي قلبي شكل با گل آذين صورتي ارغواني و به شكل خوشههاي كوچك است كه ميوه آن نيام (اين نوع ميوه از يك كارپل بوجود آمده و داراي دو رديف دانه است) نام دارد. موسم گلدهي آن فروردين و ارديبهشت قبل از پيدايش برگها مي باشد. درگرگان، گيلان، نواحي غرب كشور و زياد به چشم ميخورد. 13- بيد قرمز: Salix carmanica Salicaeae: تيره درخت كوچكي به ارتفاع 5 متر يا بيشتر است.و تنه آن ضخيم بوده و تا قطر 70 سانتي متر مي رسد. پوست آن خاكستري مايل به سياه با شكافهاي طولي عميق و شاخه هاي باريك كم و بيش آويخته است. پوست شاخه هاي جوان يكساله در پاييز و زمستان ارغواني و قرمز ميشود. گل اين درخت، تك جنسي، سنبله (به حالت خوشه سنبل)، تنك و سبز مات است. در نواحي خشك و كوهستاني، جنوب شرقي، بخش مركزي غرب آذربايجان و غرب ايران و كرمان، يزد، اصفهان، آذربايجان، اروميه و كرمانشاه انتشار دارد. 14- ختمي: Althea tehranica Malvaceae :تيره گياهي است پايا و پوشيده از كرك. ساقه آن به ظاهر فاقد كرك ولي پوشيده از كرك ستارهاي است. برگها به صورت سر نيزهاي پهن و گل به رنگ بنفش متمايل به قرمزاست. گلبرگها تخم مرغي واژگون و موسم گلدهي ارديبهشت تا تير ماه مي باشد. در تهران، شميرانات، قلهك، تپههاي ونك يافت ميشود. |
|
|
|
چهارشنبه سوم تیر 1388
___________________ کاشت و تکثير گياهان زينتي
خانواده آکانتاسه Acantaceae
(مشعلي به فارسي)
گياهان زينتي بر اساس رنگ گلها، فصل گل دهي و نوع مصرف آنها تقسيم بندي ميشوند. در کتابهاي علمي يکي از روشهاي متداول تقسيم بندي گياهان بر اساس خانوادههاي گياهي است. در علم گياه شناسي خانوادههاي گياهي را بر اساس حروف الفبايي لاتين تنظيم کردهاند.
آکانتاسه Acantaceae
اولين خانواده گياهي آکانتاسه است. در اين خانواده عمده گياهان بعنوان گياهان آپارتماني و برگ سبزها مورد استفاده قرار ميگيرند.
آفلاندرا Aphlandra
يکي از گياهان بسيار زيباي خانواده آكانتاسه، آفلاندرا است که داراي برگهاي زينتي، کشيده، رگبرگهاي کاملاً مشخص و يک ساقه گل دهنده چهار گوش و براکتههاي رنگي است. اين گياه نسبتاً حارهاي بهتر است در گلخانههاي نسبتاً گرم و مرطوب نگهداري شود. چنانچه هر زمان رطوبت محيط از حد معيني کمتر شود علائم سوختگي حاشيه برگي روي آن ملاحظه ميشود.
تکثير آفلاندرا بوسيله قلمههاي ساقه انجام ميگيرد و براي تکثير آن بهتر است از سيستم ميست و مهپاش استفاده شود.
فيتونيا
فيتونيا از ديگر گياهان بسيار زيباي برگي اين خانواده است. ساقههايش عموماً به حالت رونده و کوتاه رشد ميکنند و برگهاي سبز با رگ بالهاي صورتي دارد و منظرهاي زيبا بوجود ميآورد. تکثير اين گياه بوسيله ساقههاي ظريف آن در بسترهاي بسيار سبک صورت ميگيرد. براي پرورش فيتونيا در منزل بهتر است از خاکي باPH اسيدي استفاده کنيد. خاکهاي قليايي براي نگهداري اين گياه خيلي مناسب نيستند.
جكوبينا Jacobina
گياه ديگر اين خانواده مشعلي يا جکوبينا است که بخش زينتي آن در حقيقت براکتههاي زرد و گاهي صورتي آن ميباشد. اين گياه برگهاي سبز روشن و ساقه بسيار حساس دارد و نسبت به شرايط محيطي مخصوصاً خشکي محيط و بعضي از آفات گلخانهاي فوقالعاده حساس است. تکثير آن بوسيله قلمههاي ساقه انجام ميشود.
هيپو اِستس
آخرين گياه اين خانواده، هيپو اِستس است که برگهاي سبز زيبا با نقطههاي صورتي دارد. اين گياه نسبتاً کم رشد نياز به يک خاک بسيار سبک و غني از مواد آلي با PH 5/6 تا 8/6 دارد و در جاهايي با نور متوسط در منزل يا گلخانه قابل نگهداري است. تكثير بوسيله قلمههاي سبز صورت ميگيرد.







