|
گلها و گیاهان زینتی و فضای سبز
|
||
مهارکننده های آنزیم مونوآمینواکسیداز (MAO)
به نظر می رسد کاکائو اشتها را کاهش می دهد. احتمالا به خاطر داشتن مهارکننده های آنزیم مونوآمینواکسیداز. این ها با مهارکننده های آنزیم گوارشی که در اغلب مغزها و دانه ها وجود دارد متفاوتند. این مهارکننده های نادر با به جریان انداختن بیشتر سروتونین و سایر نوروترانسمیترها در مغز نتایج مساعدی را به همراه می آورند. به گفته ی دکتر گابریل کازن مهارکننده های MAO جوان ماندن و جوان شدن را تسهیل می کنند.
فنیل اتیل آمین (PEA)
فنیل اتیل آمین در شکلات یافت می شود. PEA ماده ی شیمیایی وابسته به آدرنال است که در داخل مغز هم ساخته می شود و در زمان عاشق شدن آزاد می گردد! یکی از علت های ارتباط عمیق شکلات و عشق! هم چنین PEA در افزایش تمرکز و هشیاری نقش دارد. یکی از گروههای محرک ها با منشأ گیاهی است به نام متیل زانتین که بهترین عضو شناخته شده ی آن کافئین است. شکلات کافئین خالص هم دارد اما در مقادیر بسیار اندک ( ۷۰mg در ۱۰۰gr) اثرات توبرئوما هم مشابه کافئین منتها خفیف تر از آن است و موجب هشیاری و کاهش خستگی می شود.
Anandamide( آناندامید، ماده ی سرخوشی)
ناقل عصبی به نام آناندامید در کاکائو ذخیره شده است. آناندامید به طور طبیعی در مغر ساخته می شود. آناندامید "ماده ی سرخوشی و خوشبختی" شناخته شده است چون زمانی آزاد می شود که احساس شادی و خوشبختی می کنیم. کاکائو شامل مهارکننده های آنزیمی است که آناندامید را تجزیه می کند. یعنی آناندامید طبیعی ساخت بدن و یا آناندامید کاکائو برای مدت طولانی در بدن باقی می ماند به بدن احساس خوبی می دهد.
آلرژی؟
مطالعات اخیر نشان داده است تنها یک نفر از ۵۰۰ نفری که ادعا می کردند به کاکائو حساسیت دارند به آزمایش حساسیت جواب مثبت دادند. حساسیت به کاکائو نادر است.
فلاونوئید (falavanoid)
فواید کاکائوی خام به خاطر وجود فلاونوئید است. فلاونوئید بخشی از طبقه بزرگ مواد شیمیایی ساخته شده توسط نور به نام پلی فنول هاست. چندین هزار نوع فلاونوئید در مواد غذایی رایج با منشأ گیاهی مثل چای، شکلات، کاکائو، ئانه ی سویا و شراب وجود دارد.
پژوهش های اپیدمیولوژی اعلام کرده است که شاید بعضی فلاونوئیدها از بیماری های قطعی مزمن به خصوص بیماری های قلبی عروقی جلوگیری کند.
حقایق جالب دیگر:
قدرت آنتی اکسیدان شکلات به خاطر گالیک اسید است. گالیک اسید حتی از آنتی اکسیدان های موجود در شراب قرمز که باعث مهار اکسیداسیون LDL می شود قوی تر است.( مصرف آن باعث کاهش مؤثر خطر حملات قلبی می شود)
شکلات و پوسیدگی دندان
کاکائو و شکلات کاکائویی موجب کاهش فرایند معدنی زدایی(Demineralization) می شود( فعالیتی که مستقیما پوسیدگی دندان را ایجاد می کند). پژوهشگران گزارش داده اند که شکلات حاوی مقدار زیادی پروتئین، کلسیم، فسفات و سایر مواد معدنی است. یعنی تمام موادی که اثرات حفاظتی بر روی مینای دندان دارند. شکلات حاوی مس است( ۸ میلی گرم در ۱۰۰ گرم) که توانایی گلبول های قرمز را در حمل اکسیژن زیاد می کند. نیمی از زنان کمبود مس دارند. منبع غنی از مس کبد است اما به نظر شما خوردن شکلات جالب تر نیست؟
سروتونین (۳ میلی گرم در ۱۰۰ گرم) و تیرامین (۲ میلی گرم در ۱۰۰ گرم) هم در شکلات موجودند و اثر آرامبخشی مختصر و متعادل کنندگی دارند.
طب سنتي در قرن ۱۹جايگاه خود را تا حدي در تمام دنيا به علمپزشكي جديد و يا به عقيده خيليها به “علم پزشكي شيميايي” دادهاست.
رويكرد جديد علم به سمت گياهان دارويي و موادطبيعي بهجاي استفاده از مواد شيميايي مصنوعي اهميت كشت و فرآوري اين گياهان را روشن ميسازد و بازگشت بسوي طب سنتي سبب شده كه بيش از ۸۰درصد تحقيق در مراكز تحقيقات دارويي دنيا به استفاده از مواد گياهي و طبيعي معطوف شود.
پيشرفت علم پزشكي و گياهشناسي يافتههاي جديدي را از اهميت وخواص گياهان در درمان بيماريهامعرفي ميكند و عوارض نامطلوب داروهاي شيميايي به پيشرفت علم گياهان دارويي سرعت بيشتري بخشيدهاست.
اين درحاليست كه كشور ايران به تنهايي بهاندازه چهاربرابر قاره اروپا داراي شرايط اقليمي براي توليد گياهان دارويي است، از اين رو توليد اين گياهان ميتواند در كنار “طلاي سياه”، نام “طلاي سبز” را وارد سبد اقلام صادراتي كشورمان قراردهد.
عطاران كه نسل به نسل طبابت با گياه را تجربه ميكنند، مصرانه روشهاي درماني خود را بهترين راه علاج بيماران ميدانند و طب سنتي را كه مبتني بر استفاده از گياهان دارويي است، درمان بدون عوارض ميدانند.
يك عطار قزويني براين باور است، فايده گياهان دارويي اين است كه حداقل اگر درمان نكند عوارضي هم بدنبال ندارد.
“حسن شهيدي” افزود: گاهي بعضي ازبيماريها با كمترين هزينه بااستفاده از گياهان دارويي كه عوارض كمي دارند، قابل درمان هستند.
علي كه شغل عطاري را دركنار پدر خود آموختهاست، درباره طرز تهيه گياهان دارويي گفت: گياهان دارويي را از مناطق كوهستاني و داروهايي را كه بهشكل مايع يا كپسول هستند از شركتهايي كه مجوز توليد از سوي وزارت صنايع و بهداشت دارند، تهيه ميكنيم.
بهگفتهيك كارشناس طب سنتي، بيش از ۲۵۰گونه گياهدارويي در عرصههاي منابع طبيعي استان قزوين شناسايي شدهاست كه بيش از ۷۰گونه را گياهان اسانس دار و معطر تشكيل ميدهند و بصورت مستقيم در طب سنتي بكار ميرود.
مهندس “علي اكبرنيا” گونههاي مختلف آويشن، مريم گلي، كاكوتي، مرزهكوهي، گلپر و زيره كوهي را از گونههاي مهم گياهان دارويي توليدي در استان قزوين ذكر كرد و افزود: اين گونههااهميت خاصي در صنايع غذايي، دارويي، آرايشي و بهداشتي دارند.
وي اظهار داشت: سطح زير كشت گياهان دارويي در استان قزوين ۴۵هكتار است كه باتوجه به شرايط اقليمي و نزديكي بهبازار مصرف تهران، امكان توسعه كشت گياهان دارويي در ديمزارهاي كمبازده اراضي شور، اراضي كوهستاني و دشت تا سطح بيش از هزار هكتار ميسر خواهد بود.
رئيس مركز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استان قزوين نيز در اينباره گفت: نتايج طرحهاي تحقيقاتي نشان ميدهد كه تعدادي از گونههاي دارويي را ميتوان بهعنوان كشت پاييزه، بهاره و تابستانه باآبياري مناسب و در مناطق كوهستاني بصورت ديم كشت كرد.
مهندس “علياصغر محمدبيگي” افزود: وجود شركت “دينه” توليدكننده داروهاي گياهي در استان قزوين مزيتي براي اين استان بشمار ميرود و گل گاو زبان و گلپر اين استان معروفيت خاصي در بازار گياهان دارويي كشور دارد.
وي اظهارداشت: الموت، طارم سفلي، بوئين زهرا ازمناطق رشد گياهان دارويي است و بهعلت تنوع آب و هوايي ايران و وجود چهار فصل متنوع بيش ازهفت هزار نوع گونه گياهي در كشور وجود دارد.
مهندس “محمد بيگي” افزود: حاصل ۴۰سال فعاليت و تحقيق در گونههاي گياهي منطقه قزوين اين بود كه اين گونهها در درمان بسياري از بيماريهاي معده، روماتيسم، قلب، بيماريهاي كبدي، دردهاي مفاصل و غيره بكار ميرود.
بهگفته وي گياهان دارويي ميتوانند مواد مفيد معدني موجود در گياهان را جذب و پس از مصرف تفالهآنرا دفع كرده و مانند داروهاي شيميايي، رسوبي در بدن باقي نميگذارد.
يك دكتر داروساز در اينباره گفت: در علم پزشكي داروها به سهدسته تقسيم ميشوند، دسته اول داروهايي كاملا با منشاء طبيعي، دسته دوم داروهاي نيمه مصنوعي و دسته سوم داروهاي شيميايي هستند.
دكتر “فرهاد كشاورز” درباره طب گياهي افزود: بعد از كشف آنتي بيوتيكها در دهه ۱۹۵۰ميلادي علم پزشكي وارد دنياي جديد خود شد و از اين بهبعد شاهد افول طب گياهي و حيواني در جهان هستيم.
اين دكتر داروساز اظهار داشت: آنتي بيوتيكهاتحول بزرگي دردرمان بيماران ايجاد كرد و بعد از آن چهار هزار نوع داروي شيميايي كشف و ساخته شدند.
وي افزود: اثرهاي درماني خوبي كه داروهاي شيميايي(غيرطبيعي)داشتند مشخص شد كه آنها عوارض نامطلوبي از خود بجاي ميگذارند بطوري كه استفاده از آنها توسط پزشكان روز به روز محدودتر ميشود.
براساس گزارشي كه در شصت و پنجمين فصلنامه علمي، اقتصادي جنگل هاومراتع كشور به چاپ رسيده ۶۰درصد مصرفكنندگان دارويي را بانوان تشكيل ميدهند.
براساس اين گزارش، بيشترين تعداد گياهان دارويي متعلق به زير رده جداگل برگها و بيشترين تعداد گونه از تيره نعناعيان با حداقل ۴۳گونه و بيشترين جنس از تيره كاسني با تعداد حداقل ۲۶جنس است.
پسته، زرشك، ميخك، چنگال آبي، شب بو، كدو، شمعداني، حنا، پنيرك، كتان، خشخاش، آلاله، عناب، گل سرخ، چتريان، بنفشه، اسفند، استبرق، گاو زبان، كاسني، پامچال، روناس، گل ميمون، توسكا، لاله عباسي، نارون، گزنه، سنجد، شاه پسند، بيد از ارقام مهم گياهان دارويي بشمار ميروند.
ََََگياهان تيره عناب به صورت درخت يا درختچه هاي غالبا خاردار و به ندرت علفي ميباشند . در بين آنها انواعي با ساقه بالا رونده نيز يافت ميشود . مجموعا شامل ۵۰ جنس و۶۰۰ گونه اند كه بيشتر در اروپا و نواحي استوايي مي رويند . از اختصاصات آنها اين است كه برگهاي ساده ، غالبا متناوب و گلهاي منظم ، نرماده يا بر دو نوع نر و ماده ، پلي گام – دوپايه و يا يك پايه دارند ، كاسه گل آنها مركب از ۴ تقسيم ( زود افت ) و جام گل آنها شامل ۴ يا ۵ گلبرگ ( به ندرت فاقد گلبرگ ) است . پرچم هاي آنها معمولا به تعداد قطعات جام گل و تخمدان آنها آزاد يا كم و بيش متصل به كاسه گل و غالبا داراي سه خانه مي باشد ، ميوه آنها به صور مختلف خشك شكوفا يا نا شكوفا و يا گوشت دار و به صورت شفت و محتوي يك يا چند دانه است .
عده زيادي از گياهان به علت دارا بودن گلوكوزيد هاي آنترا كينونيك ، داراي مصارف دارويي مهم هستند . غالبا آنها داراي دستگاه ترشحي مواد موسيلاژ و صمغ مي باشند كه از سلولهاي منفرد و عريض يا مجتمع و فراهم و يا كيسه هاي ترشحي تشكيل مي يابند اين سلولها و كيسه ها در پوست و مغز ساقه ، در پارانشيم دسته هاي آوندي اطراف رگبرگ ها و دمبرگ و همچنين در برون بر ميوه ها ديده مي شوند. پوست عده زيادي از گياهان اين تيره Ramnus ها ، شامل تركيبات گلوكوزيدي در همي است كه قابليت توليد امودين Emodine ( Emodol) را داشته است و اثر مسهلي آنها مربوط به وجود اين مواد ميباشد.به علاوه گلوكوزيد مولد مواد رنگي نيز در آنها محقق گرديده است . از اين نظر بايد گفت كه در اين گياهان ، ماده قابل هيدروليز و مولد گلوكوزيدهاي آنتراكينونيك به نام رامناتيكوزيد rhamnarticoside و همچنين يك ماده گلوكوزيدي ديگري با تركيب شيميايي در هم به نام رامنيكوزيد rhamnicoside كه مولد ماده رنگي است يافت مي گردد . نمونه هاي دارويي متعددي در اين تيره وجود دارند كه عده اي از آنها در نواحي مختلف كشورمان ميرويند . ارزش دارويي انواع مهم آنها به علت دارا بودن گلوكوزيدهاي آنتراكينونيك anthraquinonique است كه اثر مسهلي و ياملين دارند . در بين آنها نمونه هايي با ميوه خوراكي مانند درخت عناب Zizyphus jujube و يا انواع دارويي مانند Ziziphus.spina-christi و يا انواع زينتي زيبا نيز يافت ميشود .(۶)
عناب
به فارسي عناب و در كتب مختلف فارسي و طب سنتي با نام هاي عناب ، تبرخون ، شيلانه ، سيلانه ، شيلانك و در گيلان ( اون ناف دار) ، آلمه آغاجي ، عناب آغاجي ، سيب كوهي ، سنجد جيلان شناخته مي شود .
به فرانسوي ميوه آن را Jujube و درخت آن را Jujubier و به انگليسي Jujube tree وchinese date گويند .
گياهي است از خانواده Rhamnaceae
نام علمي آن Zizyphus jujube mill
مترادف آن Zizyphus vulgaris lam و Rhamnus zizyphus l. و Zizyphus sativa Gaert مي باشد.
گونه Z.vulgaris درراي دو واريته مي باشديكي Z.vulgaris lam V.inermis Bge و ديگري Z.vulgaris lam.var spinosus Bge .( ۸و۹)
مشخصات گياه شناسي :
عناب درختي است كوتاه ، بلندي آن ۲ تا ۸ متر كه گاهي تا ۱۲ متر هم مي
رسد و بسيار مقاوم به خشكي مي باشد . واريته اي از آن تيغ دار و واريته اي
از آن بدون تيغ مي باشد . برگهاي آن زيبا ، كوچك ، بي كرك ، شفاف متناوب و
واقع در دو طرف شاخه ها ، دندانه دار ، شامل سه رگبر گ طوري است در دو طرف
هر دمبرگ در روي هر ساقه ، زايده هايي به شكل خارهاي محكم و تيزي ميرويد ،
سپس چوبي شده و به طور دائمي در روي شاخه ها باقي مي ماند . گلهاي كوچك با
دمگل كوتاه به رنگ سبز مايل به زرد و مجتمع به صورت دسته هايي كوچك در
كنار برگها دارد ، داراي ۵ گلبرگ ريز ، جدا و ۵ پرچم و مادگي دو برچه اي
است.
ميوه اش كه عناب ناميده مي شود به صورت شفت به رنگ مايل به قرمز ، شفاف
(پس از رسيدن) به بزرگي يك زيتون و خوراكي است بوي آن ضعيف و طعمش لعابي و
كمي شيرين و مطبوع است . ميوه واريته وحشي و تيغ دار آن خيلي ترش و قابض
است و ميوه بي تيغ اهلي آن كمي قايض و ترش است ولي از هر دو نوع در موارد
مشابه دارويي استفاده مي شود. حدود ۴۰ نوع ازجنس Zizyphus وجود دارد كه
همگي ديپلوئيد بوده و داراي ۲۴ كروموزوم مي باشند .
پوست تنه درخت عناب ناصاف ، چوب آن محكم و به رنگ قهوه اي است . شاخه هاي
جوان آن در ابتدا سبز تيره هستندو بعد به رنگ قرمز تيره تبديل مي شوند .
هسته ميوه عناب سخت واستخواني مي باشد. به ميوه خشك عناب، خرماي
چيني(chinese date) نيز مي گويند. تنه درخت جوان سرخ مايل به زرد مي باشد،
در بهار و تابستان با رنگ برگها كه سبز روشن است به ويژه هنگامي كه ميوه
اش مي رسد چشم انداز بسيار زيبايي دارد . (۹و۶و۱)
تركيب شيميايي عناب
عناب داراي لعاب فراوان و حدود ۵% مواد پروتئيني و ۴% مواد قندي و مقدار
زيادي ويتامين c و املاح ميباشد در هسته عناب آلكالوئيد وجود ندارد . روغن
آن داراي اولئيك اسيد و لينولئيك اسيد ، پالمتيك اسيد و فيتوسترول است .
در گزارش ديگري آمده است كه در هر ۱۰۰ گرم قسمت قابل خوردن خام ميوه عناب
در حدود ۶۹ ميليگرم ويتامين c وجود دارد . عصاره آبي چوب آن داراي يك ماده
متبلور به نام اسيد زيزيفيك ( ac. Zizyphiqe ) ويك تانن بنام اسيد
زيزيفوتانيكac.zizyphotanniqur)) است . اين تانن در ميوه عناب نيز مشخص
شده است . عناب داراي مقدار زيادي موسيلاژ ، اسيد ماليك و اسيد سيتريك مي
باشد .(۶و۹و۵)
خواص دارويي عناب
عناب به عنوان يك گياه دارويي و با خواص غذايي بالا به صورت تازه و خشك
مصرف مي شود. شي جگن دانشمند چيني در قرن شانزده ميلادي در كتاب داروهاي
گياهي ذكر نموده كه عناب در ۲۰۰۰ سال قبل مصرف دارويي داشته و در كشورهاي
شرق آسيا از ميوه ، بذر ، برگ ، پوست و ريشه آن براي معالجه بيماري ها از
جمله كاهش تب استفاده مي شده است .
در هند : از ميوه عناب به عنوان داروي لعاب دار و نرم كننده سينه و خون
ريزي استفاده مي شود و براي تصفيه خون و كمك به هاضمه تجويز مي شود .
جوشانده ريشه درخت عناب را براي كاهش تب به كار مي برند و گرد ريشه خشك آن
را روي زخم ها و جراحت ها ي كهنه مي ريزند ، التيام بخش است . پوست درخت
عناب دارويي براي قطع اسهال است .
دركره : از هسته آن به عنوان خواب آور و مخدر استفاده مي شود .
در چين : از ميوه عناب و مغز هسته آن استفاده دارويي مي شود و نيز از برگ
، پوست ، چوب وريشه آن نيز در مواردي استفاده مي شود . در اين كشور عناب
به عنوان ضد سم در موارد مسموميت هاي حاصله در اثر اكونيت و ژانسيانا ( هر
دو از گياهان خيلي سمي هستند ) به كار مي رود.(۴)
عناب اثر و طعم داروهاي محرك را كاهش مي دهد . با اين توضيح هر وقت از
نظر دارويي لازم باشد كه از گياه اكونيت و ژانسيانا خورد بهتر است كه
توام با عناب خورده شود زيرا اثر سمي و تحريكي آنها را حتي در حد مجاز
مقدار مصرف مي كاهد و باعث مي شود كه آثار مفيد دو داروي فوق بدون خطر در
بدن منعكس شود.
عناب به عنوان داروي آرام كننده اعصاب و مقوي عمومي ، مقوي معده آرام بخش،
ملين ، ضد سرفه و مدر به كار مي رو د . بي خوابي را از بين مي برد و خواب
آور است . عرق شبانه را قطع مي كند و براي ضعف عمومي و به طور كلي احساس
خستگي و ضعف شديد بسيار نافع است .از برگ ، ريشه و پوست درخت عناب براي
قطع بعضي از انواع تب ، تسريع رشد موي سر و تهيه مايع شستشوي چشم استفاده
مي شود .
عناب خون را تصفيه مي كند و مولد خون صالح است يعني از داروهاي خون ساز
مي باشد . التهاب ، تشنگي ، حدت خون ، درد كليه ، كبد و مثانه را تسكين مي
دهد . ماليدن آن به تنهايي يا با هسته آن التهاب و ورم گرم چشم را تسكين
مي دهد . آشاميدن آب خيس كرده آن يا دم كرده آن مخلوط با عرق كاسني يا
سكنجبين براي تسحين حدت صفرا و خون مفيد است . مقدار خوراك ميوه عناب تا
پنجاه عدد است .
جوشانده مخلوط عناب ، انجير، خرما و كشمش به عنوان داروي مفيد براي درمان بيماري هاي سينه ، در طب عوام استفاده به عمل مي آيد .
مصرف عناب هيچ گونه تحريكي در دستگاه هضم ايجاد نمي كند از اين جهت براي اشخاصي كه دستگاه هضم حساس دارند مناسب است .عناب نارس و سبز بي مزه و گس و لعاب دار است و قابل خوردن نمي باشد زيرا سنگين و خيلي دير هضم است به همين علت خيلي سفارش شده كه قبل از رسيدن مصرف نشود . علاوه بر خاصيت خنكي ماده اي در عناب است كه خلط آور بوده و براي درمان سرفه از قديم مصرف مي شده است . در مداواي بيماري سينه كبد ، مثانه ،و رفع التهاب نافع است .جوشانده عناب بلغم را دفع مي كند و براي سينه درد و سوزش گلو مفيد است . گرفتگي صدا را از بين مي برد ، خون را صاف مي كند و براي شش ها و كمر درد مفيد است .
اگر زياد بخورند دير هضم است و مصلح آن مويز و شكر است .۱۰ تا ۱۵ دانه
عناب خشك يا تازه براي خوراك در چند روز مداوا كافي است . براي درمان
كلسترول خون ، كوبيده عناب خشك كه يك شب در آب سرد خيس بخورد و صبح ناشتا
آن را بخورند براي شستشوي كليه مفيد است . برگ درخت عناب خاصيت شويندگي
دارد اگر كمي برگ تازه در كف دست ها له شود با آب توليد كف مي كند و به
جاي صابون مي توان از آن استفاده كرد. عناب را با هسته مي سايند ، گرد به
دست آمده زخم روده را مداوا مي كند . از محل شكستگي شاخه درخت عناب يا ترك
هايي كه به علتي روي تنه پيدا مي شود شيره درخت به صورت صمغ ترشح مي شود
اين صمغ همرا ه با كمي سركه براي تقويت عمومي بدن مفيد است.چوب درخت عناب
داراي تانن فراوان است و اثر قابض دارد و در مداواي اسهال مفيد است .
- عناب به دليل داشتن لعاب فراوان نرم كننده سينه است .
- ملين است اگر آن را با آب و شير بجوشانيم بهتر است .
- ادرار را زياد مي كند.
- عناب آرام كننده عصاب است .
- خون را تميز مي كند .
- ضد سرفه است .
- جوشانده پوست درخت عناب داروي ضد اسهال است .
- آسم و تنگي نفس را برطرف مي كند .
-رشد موي سر را زياد مي كند .
- براي بر طرف شدن ورم چشم ، عناب را به چشم بماليد .
- حافظه را تقويت مي كند .
- هرگاه كه احساس غمگيني كرده و گريه مي كنيد يك فنجان دم كرده عناب لبخند را به لبهاي شما مي آورد.
- براي درمان سرطان آب عناب را با كاهو بخوريد .
- و بالاخره جوشانده برگ عناب را براي رفع گلو درد و خونريزي لثه ها غرغره
مي كنند و اگر آن را به صورت موضعي بماليد درد مفاصل را برطرف مي
كند.(۶و۹و۱)
شربت عناب:
عناب رسيده به صورت تازه و خشك قابل مصرف است . از آن شربت عناب نيز مي
سازند كه در پزشكي استفاده مي شود . ۸۰۰ گرم عناب خشك را در ۴ ليتر آب مي
جوشانند تا بپزد سپس عناب ها را له مي كنند مايع به دست آمده صاف كرده و ۳
كيلو شكر در آن مي ريزد و دوباره كمي مي جوشانند ، شربت عناب به دست مي
آيد . هنگام نياز نيم استكان از اين شربت را در يك ليوان آب خنك حل مي
كنند و مي آشامند تمام خواص دارويي عناب در اين شربت موجود مي باشد .
تهيه جوشانده عناب :
ده دانه ميوه خشك شده را مي شكنند و همراه با يك قاشق سوپ خوري تخم گشنيز
مي جوشانند ، سپس دم مي كنند پس از ساعتي آن را صاف مي كنند به مايع به
دست آمده كه به اندازه يك ليوان معمولي بيشتر نيست كمي شكر قرمز مي
افزايند . شربت خوش طعم و مطبوع حاصل مي شود كه تب بر مي باشد ، رفع عطش
مي كند و ناراحتي هاي صفراوي را برطرف مي كند. ميزان مصرف آن سه بار در يك
هفته كافي است و معمولا آن را ناشتا يا ( بين دو غذا ) عصر مي آشامند.
جوشانده و شربت عناب براي كساني كه از غذاهايي چون سير ، پياز ، خرما ،
سرخ كردني ها ، غذاهاي پر روغن و ادويه دار بيشتر استفاده كرده باشند
داروي طبيعي ، خوب و موثر ي است در گذشته به دليل نبودن داروهاي آرام بخش
تفاله هاي جوشانده عناب را خشك مي كرده اند و همرا ه با كوكنار ( گرز
خشخاش ) و كمي تفاله چاي خشك شده به جاي تنباكو در غليان دود مي كردند و
براي تسكين دندان درد از آن استفاده مي كردند .
از جوشانده قسمت چوبي ريشه براي رفع احساس سيري مفرط و كمك به هاضمه
ميخورند و اگر با گوشت بپزند و با سوپ يا آش آن را بخورند براي افزايش
شير و قطع خروج اخلاط خوني توام با سرفه از ريه نافع است .
جوشانده شاخ و برگ عناب خارش و جوشهاي روي پوست بدن را رفع مي كند . كمي
شاخه جوان همراه با برگ تازه يا خشك را بجوشانند و آب آن را بتدريج
بنوشند ، خارش بدن برطرف خواهد شد ولي خاصيت جنبي دارد و حس چشايي را از
بين مي برد ، پرز هاي چشايي را از كار مي اندازد و تشخيص مزه ها غير ممكن
مي شود ولي موقتي است و به تدريج به حال اول بر مي گردد .
جوشانده عناب :
عناب ۱۴ دانه ، جوپوست گرفته ۵/۲ گرم ، آب به مقدار كافي .
عناب را خرد كرده و با جو مخلوط نمايند و بجوشانند تا شكفته شود مقدار آب
بايد آنقدر باشد كه پس از جوشيدن ۱۵۰۰ گرم جوشانده به دست آيد و ميگذارند
ته نشين شود و صاف روي آن را با انحراف ظرف برمي دارند و در تب هاي شديد
يك فنجان بنوشند .
جوشانده نوع ديگري از عناب :
عناب ۱۵ دانه ، سپستان ۱۵ دانه ، تخم ختمي ۴ گرم ، گل بنفشه ۷ گرم ، گل
نيلوفر ۳ تا ۵ عدد ، پرسيا وشان ۵ گرم ، رازيانه نيم كوفته ۳ گرم و به
دانه ۵/۲ گرم .
اين داروها را شب در آب خيسانده و صبح جوشانيده بگذارند تا خنك شود و پس
از صاف كردن نيم گرم با اضافه كردن قدري شكر سرخ به تدريج بنوشند براي
تسكين سرفه و نرم كردن سينه و اخلاط خيلي نافع است .
خيس كرده عناب :
عناب۲۰دانه، مويز دانه گرفته۳۰دانه ،سهپستان۳۰دانه و سر شاخه گل دار بنفشه ۷ گرم .
اجزاي فوق را شب در نيم ليتر آب خيسانده و صبح پس از صاف كردن ۵۰ گرم شير
خشت و ۵۰ گرم ترنجبين را به آن اضافه كرده خوب حل مي كنند و پس از صاف
كردن با قدري گلاب و عرق بيد مشك مخلوط كرده ميل مي كنند .(۶و۹و۱)
روايات درمورد خواص عناب :
امام علي (ع) فرمودند :عناب تب را از بين مي برد
امام صادق (ع) فرمودند : برتري عناب بر ساير ميوه ها مثل برتري ما بر ساير مردم است .
مسيح دانشمند عرب : نشان داد كه عناب بيماري آسم را درمان كرده و كمي حافظه را بهبود مي بخشد .
** پراکندگی جغرافیایی گیاه عناب در جهان
عناب در طب سنتي :
عناب تازه از نظر طبيعت طبق راي حكماي طب سنتي معتدل در حرارت و برودت و
مايل به رطوبت و طبق نظر شيخ الرئيس بوعلي سينا كمي سرد است و از نظر
خشكي در رطوبت معتدل است . در مورد خواص آن معتقدند كه عناب از عوامل ملين
و نرم كننده سينه است و يكي از ۴ ميوه سينه اي مي باشد ( عناب ، انجير ،
مويز ، خرما)(۱)
مضرات عناب:
مضرات عناب اين است كه در معده هاي سرد ايجاد نفخ مي كند و براي اصلاح آن
بايد شكر و مويز خورد به علاوه ترشح اسپرم را كاهش مي دهد و نيروي جنسي را
كم مي كند براي پرهيز از اين عوارض بايد عناب را مخلوط با داروهاي محرك
نظير عسل خورد .اگر برگ عناب در دهان جويده شود تا چند دقيقه موجب بي حسي
ذائقه مي شود و طعم درك نمي شود.(۶و۱)
گونه هاي مختلف Zizyphus
۱- Zizyphus jujube
عناب معمولي كه درخت آن آسيا و آفريقا كشت مي شود . بلنديش ميانه است و براي تهيه ميوه آن را كشت مي كنند.
۲- Z.lotus اين درخت در آفريقا مي رويد و كمي كوچكتر از درخت عناب معمولي است .
۳-Z.mistol درختي است كه در آرژانتين ديده مي شود.
۴- Z.joazeiro درخت عناب بومي سرزمين برزيل است .
۵-Z.sativa درخت عنابي است كه تا ۸ متر بلندي دارد بيشتر براي توليد چوب
پرورش داده مي شود . ميوه اش استفاده هاي غذايي و دارويي دارد . هسته ميوه
سخت و مانند هسته زيتون است از ميوه آن مربا و كمپوت مي سازند كه همان
خواص شربت و جوشانده آن را داراست .
۶- Z.calophylla موطن اين درخت كشور مالزي است .
۷-Z.spina – Christi بيشتر در نواحي جنوبي ايران از ايران شهر تا خوزستان
، كرمان ، بندر عباس و خرم آباد مي رويد . ميوه اش خوراكي ، به اندازه
زالزالك ، نارنجي رنگ است و شيرين مزه مي باشد .سر شوي صدر ساييده برگ آن
مي باشد و در جنوب ايران به درخت كنار موسوم است .
۸-Z.cyaneus داراي برگهاي تيره و براق است گلهاي آن به رنگ آبي سير ، سرخ يا سفيد است و خوشه هاي ياس مانند دارد .
۹-Z.island myrtle گونه اي ديگر از عناب است كه برگهايش خاكستري سبز و بخش
زيرين برگ مخملي سفيد است . انواع دو رگه اين گياه كه گاهي بسيار زيباست
شناخته شده است .
۱۰-Z.nummularia كه در فارسي به آن دره مي گويند ، براي برگهاي تخم مرغي و نوك تيز و ميوه اش اشتها آور و مقوي معده است (۹و۶و۱)
شناسايي ارقام مختلف عناب :
در ارتباط با شناسايي ارقام مختلف عناب در داخل و خارج ا ز كشور تحقيقات
زبادي انجام نشده است و اغلب مقالات و كتب انتشار يافته در ارتباط با عناب
در مورد خصوصيات گياه شناختي و خواص دارويي و در ماني اين گياه مي باشد .
Bal(۱۹۹۲) طي ۱۰ سال مطالعه و بررسي در بخش باغباني دانشگاه كشاورزي هند كليد شناسايي ارقام مختلف كنار موريتاني Z.mauritiana كه از خانواده عناب است را تهيه كرده وي در ميان ويژگي هاي رويشي ، شكل نوك برگ را قابل اطمينان ترين ويژگي براي طبقه بندي ارقام ذكركرد . از ميان ارقام مورد مطالعه وي ۲۴ رقم نيمه نوك تيز تا نوك تيز و ۱۸ رقم با نوك غير تيز بودند . عادت شاخه دهي يكي ديگر از عوامل مناسب به شمار مي رفت . ۲۱ رقم با شاخه دهي گسترده و ۲۱ رقم با شاخه دهي عمودي گروه بندي شده اند . پس از آن شكل برگ ، قاعده برگ ، رنگ برگ و طول دم برگ در درجه سوم اهميت قرار داشت . ميوه هاي ارقام مختلف از نظر شكل به ۴ گروه شامل : ميوه با نوك كاملا برجسته ، ميوه با نوك تقريبا برجسته ، ميوه با نوك گرد و ميوه با نوك فرو رفته تقسيم شدند .
Kumar (۱۹۹۵) : درمورد برگ ۴۲ رقم از گونه كنار موريتاني Z.mauritiana مطالعات آنزيمي انجام داده در اين تحقيق مشخص شد كه ۱۵ رقم در مورد پراكسيداز، ۱۸ رقم درمورد آميلاز و ۱۸ رقم در مورد فسفاتاز ، فنوتيپ آنزيمي مشخص دارند . با كمك آزمايشهاي آنزيمي مختلف تعداد ۴۰ رقم از ۴۲ رقم قابل شناسايي بودند.
ثابتي ( ۱۳۵۳) : خصوصيات گياه شناختي و پراكنش عناب را در ايران بيان
مي كند . در خت عناب بومي نواحي مديترانه و آسياي معتدله است در ايران در
سواحل درياي خزر ، دامنه نيل كوه در مينو دشت ، كردستان ، سردشت ، لرستان
، بختياري ، الموت به حالت خودرو ميرويد و در بعضي مناطق مانند همدان،
مشهد، بابل و ساير نقاط كشت مي شود .
زرگري ( ۱۳۷۱): در ضمن معرفي خصوصيات گياه شناختي و مشخصات عناب ، تركيبهاي شيميايي آنرا به شرح ذيل عنوان ميدارد .
عناب داراي لعاب فراوان و مواد قندي مختلف ، ۷۲/۲ تا ۴۳/۶ درصد پروتئين ، املاح عالي و ويتامين c است
مير حيدر ( ۱۳۷۵) : اطلاعات جامعي از مشخصات گياه شناختي ، تركيبهاي شيميايي ، خواص دارويي و كاربرد درماني عناب ارائه مي نمايند .
اميد بيگي ( ۱۳۷۶) : به معرفي گياهان تيره عناب مي پردازد ماده موثر
گياهان دارويي متعلق به خانواده مذكور آنتراگليكوزيدي مي باشند و قند منوز
در ميوه هاي اين گياها ن وجود دارد.
مناطق پراكنش :
درخت عناب بومي مناطق گرمسير است . در شمال آفريقا ، جنوب اروپا ، نواحي
مديترانه اي و مناطق معتدل آسيا مي رويد . اين گياه بومي آسياي جنوبي ،
شرقي ، ميانه و قفقاز است كه از چند هزار سال قبل در كشورهايي مانند چين ،
هندوستان ، افغانستان و پاكستان و ايران كشت مي شده و بعد به كشورهاي
اطراف مديترانه از جمله سوريه ، ايتاليا ، فرانسه ، اسپانيا سپس به
كشورهاي شمال آفريقا منتقل شده است .
در سال ۱۸۷۳ ميلادي از جنوب فرانسه به آمريكا منتقل شده و امروزه در
ايالات مختلف آمريكا اغلب به صورت زينتي كشت مي شود . عناب از گياهان بومي
فلات ايران است و به طور عمده در استان هاي خراسان ، گلستان ، مازندران ،
فارس ، اصفهان ، يزد ، همدان ، قزوين و قم وجود دارد . در سال ۱۳۷۴ ،
مقدار ۱۴۰ تن از ميوه عناب به خارج از كشور صادر شده است .
درخت عناب به حالت نيمه خودرو و پرورش يافته در نواحي شمالي ايران ، گرگان
، گيلان ، خراسان ، كاشمر ، زيرك آباد ، بلوچستان ، بندر عباس و كرمان در
ارتفاعات ۲۰۰۰ متري ، شيراز و اطراف آن ، سيستان وزابل مي رويد .
مشخصات مناطق پراكنش عناب در ايران :
۱- استان اصفهان : در اكثر نواحي اين استان درخت عناب كم و بيش مشاهده شده
عمده ترين آن در كوهپايه بين نايين و اصفهان به صورت باغهاي ميوه همره با
درخت عناب به تعداد زياد يادر حاشيه اراضي زراعي وجود داشت ، اين باغها
از نظر ميوه دهي و توليد نهال محل درآمد باغداران مي باشد . در روستاي
پوده از توابع شهر رضا در قسمت غربي استان اصفهان هم مقدار زيادي درخت
عناب وجود داشت كه از آنهامقدار زيادي ميوه برداشت مي شد . در روستاي
كچومثقال از توابع اردستان در قسمت هاي شرقي استان نيز تعداد زيادي درخت
عناب در حاشيه باغها ، زمين هاي زراعي و كنار جاد ه و حياط منازل مشاهده
گرديد ضمن اينكه تك درختان عناب در شهر ها و روستاهاي اصفهان از جمله شهر
رضا ،كاشان ، نياسر ، اردستان ،نطنز نايين در حياط منازل و باغها وجود
دارد .
۲- استان خراسان : بيشترين سطح زير كشت عناب ايران در شهرستان بيرجند مي
باشد . اكثر باغهاي عناب در حومه اين شهر واقع شده است كه ا ز طرف شرق تا
مرز افغانستان نيز ادامه دارد . در اين منطقه باغهاي يك دست عناب مشاهده
مي گردد كه در آمد غالب روستاييان به عناب بستگي دارد . نمونه هايي از
درخت عناب در ديگر مناطق استان خراسان از جمله مشهد ، قائن ، بجنورد
مشاهده شده است همچنين در اين استان روستاي عنابستان در بخش خوشاب از
توابع شهرستان سبزوار با ارتفاع ۱۴۰۰ متر از سطح دريا با آب و هواي معتدل
و خشك قرار دارد .
۳- استان فارس: عمده ترين سطح زير كشت عناب در استان فارس در منطقه اي
موسوم به دوسيران در نزديكي منطقه دست ارژن و كازرون با آب و هوايي نيمه
خشك معتدل و كوهستاني مي باشد . اراضي منطقه با دامنه هاي مرتفع با شيب
تند و خاك كم عمق و سنگلاخي به صورت باغ ميوه از جمله انجير ، گردو و
انار مي باشد .كه مقدار زيادي از انواع ميوه از اين منطقه به داخل و خارج
كشور صادر مي گردد . پاجوش هاي عناب در ميان باغ ها به وفور يافت مي شود .
در اين منطقه قبل از باز شدن گلها و بعد از گل دهي هم زمان با آغاز تشكيل
ميوه سم پاشي انجام مي گردد و بنابراين درختان عناب هم بازدهي خوبي دارند.
۴-استان قزوين:عمده ترين محل پراكنش عناب در اين استان، ايستگاه تحقيقات
دارويي الموت مي باشد . پايه هاي عناب دور تا دور ايستگاه كاشته شده است .
بعضي پايه ها از قم و بعضي از درختان مادري موجود در منطقه تهيه شده است .
پايه هاي عناب به صورت درختچه هاي انبوه مشاهده مي شود كه تعداد فراواني
پاجوش دارند .
۵- استان قم : در اكثر مناطق اين استان درخت عناب مشاهده مي شود كه عمده
ترين آن در بخش جعفر آباد و روستاهاي دولت آباد ، كلاغ نشين و كمچنار است
، در اين استان درختان عناب در اطراف مزارع و باغهابه وفور يافت مي شود .
گاهي يه علت وجود پاجوشهايي كه در داخل مزرعه در محل نا مطلوب سربر مي
آورند با آنها مبارزه مي شود . اين درختان اغلب به دليل قرار گرفتن در مرز
باغها و مزارع تحت تيمار زراعي از جمله هرس و آبياري نيستند با اين حال
مقدار زيادي ميوه هرچند ريز توليد مي نمايند علاوه بر اين در بخش هاي
قاهان ، خلجستان و شهر قم درختان عناب به صورت تك درخت ياگروهي در داخل
باغ ، باغچه و حياط منزل وجود دارد .
۶- استان گلستان : در مناطق مختلف اين استان وجود عناب گزارش شده است در
مراجعه و بازديدها در حومه شهر كلاله توده وسيع عناب به صورت خودرو
مشاهده گرديد اين توده از نظر وسعت پراكنش و خودرو بودن در ايران منحصر به
فرد و در حال حاضر به عنوان تنها ذخيره گاه طبيعي عناب در ايران مطرح مي
باشد.
۷- استان لرستان: عمده ترين منطقه پراكنش اين گونه در استان لرستان ،
منطقه بزنويد از توابع شهرستان اليگودرز مي باشد كه توده اي ازعناب در
آنجا وجود دارد و مقدار بسيار زياد ي ميوه از آن برداشت مي شود. ضمن اينكه
تك درختان عناب در حياط منازل در شهرهاي اليگودرز ، ازنا ، دورود و
بروجرد وجود دارد كه اغلب ميوه خوبي توليد مي نمايند .
۸- استان مازندران : شرايط اقليمي و اكولوژي اين استان براي توسعه عناب
مناسب است و درختان بيش از ۳۰ تا ۴۰ ساله در مناطقي از استان مشاهده گرديد
عمده ترين مناطق پراكنش عناب در اطراف روستاي مقام ساري است كه در آن
چندين درخت عناب بزرگ و مسن با ارتفاع بيش از ۸ متر و عمر بيش از ۱۰۰ سال
وجود دارد اين درختان ميوه زيادي توليد مي نمايند هرچند اين ميوه ها از
نظر اندازه ريز مي باشند توده ديگر عناب در منطقه جويبار واقع است كه
درختان حتي روي ماسه هاي كنار دريا استقرار دارند تك درختان عناب در
نزديكي بهشهر و ساري وجود دارند .
۹- استان مركزي: تك درختان عناب كم و بيش در تمام قسمت هاي اين استان از
جمله شهر ها و روستاهاي دليجان ، محلات ، خمين ، اراك ، تفرش و ساوه
پراكنده هستند پايههايي از آن در باغها و حاشيه مزارع و يا منازل مسكوني
مناطق مذكور مشاهده شد اين درختان از نظر توليد پاجوش و ميوه دهي شرايط
متفاوتي داشتند .
۱۰- استان همدان : در اين استان رويشگاه عناب وجود ندارد و منطقه دارستان
شهرستان تويسركان در يك باغ ميوه پايه هاي عناب مشاهده شده البته اين
درختان از مناطق ديگر به كلكسيون گياهان دارويي منتقل شده اند . در شهر ها
و روستاهاي ملاير ، نهاوند ، تويسركان و همدان تك درختان عناب در حياط
منازل وجود دارد كه در ملاير ميوه دهي بسيار خوبي دارند .
۱۱- استان يزد: در اين استان تك درختان عناب در اكثر شهرها و روستاها از
جمله يزد ، مهريز ، تفت ، ميبد ، اردكان ،درباغ هاي ميوه و حياط منازل
وجود دارد كه اغلب از ديگر مناطق منتقل شده است .(۷و۶و۱)
عملكرد عناب:
وسيعترين مساحت زير كشت عناب در بيرجند مي باشد كه در سال ۱۳۶۷ حدود ۸۵
هكتار بوده است و در حال حاضر عملكرد عناب در حدود ۶۰۰۰ كيلو گرم در هكتار
مي باشد .
روشهاي تكثير گياه عناب :
براي ازدياد اين گياه ۴ راه وجود دارد
۱- جابجايي پاجوشها : معمولي ترين و سريع ترين راه تكثير آن استفاده از
پاجوش است كه رشد سريع تري نيز خواهد داشت . با پاجوش را در اوايل يا در
اواخر پاييز بر حسب اقليم هاي مختلف مي توان كاشت . علاوه بر پاجوش ها كه
از كنار درخت مي رويد درخت عناب در جستجوي آب شبكه وار ريشه هاي زيادي مي
دواند و از ريشه هاي سطحي جوانه هايي مي رويد و از زمين بيرون مي آيند در
سال اول به شكل تركه اي راست و صاف خود نمايي مي كند سال دوم در پايان فصل
پاييز كه درخت نمو نسبي كرده است با بريدن ريشه درخت مادر نهال را با ريشه
از زمين بيرون مي آورند و در جاي ديگر در گودال هايي كه قبلا آماده شده
است مي نشانند خاك محل كشت اگر هوموس دار باشد درخت رشد بيشتري خواهد كرد
در هر سال ، يك درخت بزرگ ( درخت مادر) دهها پاجوش قابل جابجايي دارد .
قلمه زدن :
از درخت عناب مي توان در نيمه دوم اسفند ماه قلمه گرفت قلمه ها بايد از
شاخه هاي جوان يك ساله باشد . زميني را كه براي خزانه كاري بر مي گزينند ،
شخم عميق (۳۰ cm) را كه به طور اريب بريده شده است در كنار پشته ها در
زمين فرو مي برند به طوري كه فقط ۵ ، cm سر قلمه از لبه پشته بيرون و ۲۵
cm در خاك فرو رفته باشد. فاصله هر قلمه از يكديگر ۵ cm خواهد بود . پس
از كشت قلمه ها، جوي ها را پر از اب مي كنند و زمين قلمه كاري شده بايد
هميشه مرطوب باشد و مرتب وجين نشود . در روش ديگر پس از بر گريزان پاييزي
و آغاز فصل سرما، قلمه ها را آماده مي كنند و در جعبه هاي به از خاك اره و
يا پاكتهايي پلاستيكي كه باريك و بلند است و براي همين منظور تهيه كرده
اند، حلقه ها را در خاك اره مي نشانند و در گلخانه يا جاي گرم و مرطوبي مي
گذارند .قلمه ها تا وقتي جوانه نزده است، نياز به آفتاب ندارد ولي به محض
جوانه زدن بايد در همان هوا در معرض نور خورشيد قرار گيرد تا بتواند به
رشد خود به طور طبيعي ادامه دهد.
قلمه ها در خاك اره مرطوب ريشه مي دواند و نيز قلمه نهايي مستقل خواهد
بود، جدا كردن قلمه ها در خاك اره كاري بسيار آسان است و ريشه ها سالم مي
مانند سپس از بر طرف شدن خطر سرما ، يعني حدود ارديبهشت ماه آنها را از
گلخانه بيرون مي آورند و به زمين محل كشت انتقال مي دهند . قلمه زدن در
پاييز يك سال نهال را جلو مي اندازد و زودتر ، درخت به بار خواهد نشست.
۳- خوابانيدن :
شاخه هاي دو سايه اي را كه از بخش پاييني تنه درخت مادر روييده است، مي
توان خوابانيد . اين كار در فصل پاييز و اواخر زمستان انجام مي شود. براي
خوابانيدن شاخه در خاك به اين ترتيب بايد اقدام كرد:
آن بخش از شاخه كه در زير خاك قرار مي گيرد و به وسيله كارد تيزي قبلا
پوست نيمي از شاخه به درازاي ۵ سانتي متر بريده و بر داشته مي شود. سپس
نزديك شاخه را گود مي كنند و آن را به آرامي مي خوابانند و گود را پر از
خاك مي كنند. سر شاخه را كه از خاك بيرون مي ماند به يك تيم مي بندند تا
راست بايستد. از همان محلي كه پوست برداري شده است در طول بهار و تابستان
ريشه هاي نابجا مي رويد و اسفند سال بعد آن را از درخت مادر مي برند و با
ريشه به محل اصلي انتقال مي دهند.
۴- كشت بذر عناب :
اگر به دليل بررسي هاي ژنتيكي براي تعيين انواع جديد و نه به قصد توليد
زراعي نظر به كاشت هسته ميوه آن باشد بهتر است قشر سخت خارجي هسته را به
طوري كه آسيبي به مغز ان نرسد شكسته و مغز آن را بكارند معمولا تخم تخم دو
سال بعد از كاشت جوانه مي زند. براي كشت بذر عناب ، دانه هاي عناب را گرد
آوري كرده سيلو مي كنند، سپس در بهار مي كارند. هسته هاي عناب رسيده هر
كدام مي تواند نهالي توليد كند. روش كاشت بر اين صورت است كه در نيمه
اسفند هسته ها را در طرفي پر از آب مي ريزند و در جاي گرمي مي گذارند. پس
از چند روز كه خيس خورد آنها را در زميني كه بيشتر آماده شده است مي
كارند، همه روزه روي آن را آب مي پاشند . بذرها در نيمه دوم فروردين مي
رويند. نهالهاي دو ساله را پس از برگ ريزان از خزانه به زمين اصلي منتقل
مي كنند. ولي بهترين راه زياد كردن درخت عناب همان جابجايي پا جوشهاي ريشه
دار است زيرا مطمئن نر خواهد بود .
درخت عناب را معمولا پيوند نمي زنند زيرا نوع مرغوبتري ندارد ولي در صورت پيوند زدن زودتر به بار مي نشيند. (۲و۶و۹)
فواصل كاشت
فاصله درخت عناب از يكديگر بسته بر اين كه درخت به چه منظوري كاشته مي شود
فرق مي كند ، اگر هدف به دست آوردن ميوه باشد و بايد نهالها ۴ تا ۵ متر از
يكديگر نشانده شوند، ولي اگر براي تهيه چوب مبادرت به درخت كار مي كنند ،
حدود نيم متر تا ۶۰ سانتي متر فاصله كفايت مي كند.
چون رشد درخت عناب كند است در فواصل درخت عناب مي توان درختان ميوه سريع
الرشد و با عمر كوتاه كاشت تا در چند سال اول كه هنوز عناب به سن بهره
برداري نرسيده از ميوه هاي آن درختان استفاده نمود. بديهي است در اين قبيل
موارد بايد درختاني انتخاب نمود كه از نظر مراقبتهاي زراعي با عناب تعارض
نداشته باشد و موجب اختلال در رشد و نمو عنابها نشوند. چون درخت عناب
تقريبا از آخرين درختهايي است كه شكوفه و برگ مي دهد (در خرداد و تير)
بنابراين در مناطق سرفي از خطر سرما زدگي مصون است
درخت عناب معمولا در سنين ۲۰-۱۵ سالگي به حداكثر باردهي مي رسد. (۲و۶و۱و۹)
كود مورد نياز :
در كشت سنتي درخت عناب ، عناب را كود نمي دهند. ولي براي برداشت محصول
بيشتر بايد كود داده شود . بهترين كود همان كودهاي يكساله حيواني مي باشد
كه در پاييز روي زمين مي پاشند سپس فاصله بين درخت عناب را شخم مي زنند تا
كودها با خاك مخلوط شود. در حدود ارديبهشت ماه كمي كود اره نيز مفيد است
پس از كود پاشي آبياري مفصلي را مي طلبد. (۱و۹و۲)
آفتهاي درخت عناب :
آفت مهم درخت فقط مگس عناب نام برده شده است ، نام علمي آن carpomya
vensuniana از خانواده Tephrit idea مي باشند. حشره كامل مگس كوچكي است
كه روي ميوه عناب تخم ريزي مي كند. لارو پس از بيرون آمدن از تخم از گوشت
ميوه تغذيه مي كند.
شفيره اين حشره در فصل زمستان در خاك باقي مي ماند به همين علت براي
مبارزه با آن يخ آب زمستاني و سم پاشي سپس از گل سفارش شده است.(۶و۹)
پرورش درخت عناب براي توليد چوب :
بعضي درختان عناب كه تا ۸ متر قد مي كشند براي بدست آوردن چوب قشنگي كه
دارند پرورش داد. مي شوند اين درختان را معمولا در دره ها، نزديك به هم مي
نشانند . نزديكي درختان به يكديگر موجب مي شود كه به جاي شاخ و برگ فراوان
و ميوه دهي، فقط مانند درختان تبريزي قد بكشند . اين درختان در چنين وضعي
داراي تنه اي صاف ، راست و بدون گره خواهند بود در نتيجه چوب مرغوبي حاصل
مي شود.
چوب درخت عناب سپس از برش، سرخ رنگ و خال دار، مايل به زرد و رگه دار مي
باشد ، چون بسيار محكم و زيباست، براي ساختن اشياء زينتي مانند مجسمه،
عصا، و تسبيح به كار مي رود و در منبت كاريها و همچنين در ساختن ميز و
صندلي و در و پنجره از آن استفاده مي شود. داخل تنه درخت برخلاف گردو و
چنار پوك نمي شود . در گذشته دسته چيق را از چوب عناب مي ساختند كه جنبه
زينتي نيز داشت، هم اكنون براي ساختن دسته پيپ از چوب عناب بهره گيري مي
شود. زيرا چوب درخت عناب بدون رنگ آميزي فقط با اندود روغن جلد، زيبايي
لازم را داراست.
كنار :
كنار ، سدر،سدره،منبال داود، سنجد گرمي ، قره تيكبان : نامهاي فارسي
شجره النبق : نام عربي
Jujubier epine de Chris , chicoulier , Epine de Christ: نام فرانسوي
Lote tree , Christ,s thorn : انگليسي
Rhamnaceae : خانواده (تيره)
Zizyphus spina Christi (L .) Desf : نام علمي
Rhamnus spina - christi (۸,۹) R . hetero genea Burm. : مترادف
مشخصات گياه شناسي :
كنار درختي است به بلندي حدود ۱۰ متر ، تيغ دار مي باشد، ساقه گياه به
رنگ سفيد مي باشد. برگهاي گياه كتناوب ، مدور، در قسمت انتهايي قلبي شكل،
تخم مرغي با لبه هاي كنگره اي مي باشد.
گلها : پنج پر ، دسته اي، كرك پوش و تخمدان آن به لوله كاسه چسبيده است.
ميوه : شقت، گوشتدار، كروي شبيه گيلاس و يا هسته اي سخت شامل ۳-۱ خانه تك
دانه اي است كه بعد از رسيدن سرخ و زرد مي شود. طعم آن ترش و شيرين ، ترش
آن بيشتر و تعدادي و تعدادي از ميوه ها نيز شيرين و خوراكي است.
برگهاي ساينده كنار را سدر مي نامند كه در بازار نيز به نام سدر عرضه مي شود.
انتشار جغرافيايي : درخت كنار در عربستان ، حبشه ، افريقاي شمالي و در
ايران انتشار دارد. نواحي گرم را مي پسندد. و در ايران در كازرون ، جزيره
خارك ، لار، بندر عباس ، اطراف نيك شهر ، چاه بهار ، بم و نرماشير به طور
خودرو مي رويد. (۱۰و۶)
تركيبات شيميايي :
۱- Amphibine A : اين تركيب به فرمول مولكولي و جرم مولكولي ۷۳۴/۵۷۳ به
احتمال زياد با Discarine A مشخص مي شود. تركيبي آلكالوئيدي از گونه كنار
است كه به صورت بلورهاي سوزني شكل با دماي ذوب ۲۳۷ تا ۲۳۹ درجه سانتي گراد
شناسايي مي شود.
۲- Amphibine E : اين تركيب به فرمول مولكولي و جرم مولكولي ۸۵۰/۶۷۰ تركيبي آلكالوئيدي است از گونه كنار (سدر) استخراج شده است.
۳- Amphibine F : به فرمول مولكولي و جرم مولكولي ۶۲۸/۵۰۴ ، تركيبي
آلكالوئيدي كه از گونه كنار (سدر) به صورت بلور منشوري استخراج شده است.
۴- Mauritine A : به فرمول مولكولي و جرم مولكولي ۷۰۶/۵۷۵ به صورت بلور لوزي شكل از پوست درخت سدر استخراج شده است.
۵- Mauritine C : به فرمول مولكولي و جرم مولكولي ۶۰۱/۴۹۰ تركيب آلكالوئيدي كه از پوست درخت سدر استخراج مي شود.
۶- Quercitrin : به فرمول مولكولي و جرم مولكولي ۳۸۲/۴۴۸ به صورت بلور
به رنگ زرد روشن همراه با ۲ مولكول آب از برگهاي درخت سدر استخراج شده است.
۷- Spinaninie A : فرمول مولكولي و جرم مولكولي ۵۴۱/۴۴۰ تركيبي آلكللوئيدي كه از ساقه درخت سدر استخراج شده است.(۵)
خواص درماني و كاربرد كنار :
ميوه كنار سرد و خشك است. ميوه نارس آن قارض و نافخ و رسيده آن دير هضم و
خوردن ۲۰۰ گرم آن سهل صفرا از معده و روده هاست و حرارت را فرو مي نشاند.
خوردن ميوه رسيده ترش آن باز كننده گرفتگي هاي مجاري و كشنده كرم معده و
روده است. براي سرد مجازان مضر است و بايد با سكنجبين خورده شود. ميوه خشك
آن قابض است و آرد آن را كه از رسائيدن كنار رسيده بدون هسته حاصل مي شود
با كمي آب مخلوط كرده و با انواع شربتهاي مناسب مي خورند. سرخ كرده و بو
داده ميوه كنار خيلي قابض است و براي اسهال و زخم روده ها و تبهاي گرم
مناسب است. خوردن شيره مغز هسته آن تبهاي گرم خوني و صفراوي را دفع مي كند
و براي آبله، سرخجه، و سرخك نافع است و عطش را تسكين مي دهد.
دانه پخته آن قابض است و ضماد كوبيده آن براي شكستگي اعضاء بدن بچه ها بمالند براي رفع سستي اعضاء و سرعت حركت آنها نافع است. برگ كنار سدر مي نامند ضماد برگ كنار و شستن بدن در حمام با برگ براي زخمها و پاك كردن چرك بدن و تقويت موي سر و جلوگيري از ريزش مو و تقويت اعصاب نافع است. ضماد برگ آن را با شراب براي تحليل ورقهاي گرم و همچنين ضماد برگ به تنهايي نيز براي نرم كردن و تحليل ورمهاي گرم مفيد است. چوب كنار سردتر و خشك تر از برگ آن است و براي جلوگيري و خونريزي و زخم روده ها و اسهالي كه از ضعف معده ناشي شده باشد مفيد است و تنقيه با جوشانده چوب آن براي جراحات روده ها و گرد چوب آن براي زخم هاي گرم مانند زخم آبله مفيد است مقدار خوراك آن تا ۳۰ گرم است. خوردن آب جوشانده و پخته ريشه آن بسيار مغذي و مفيد است .
براي اين كار در حدود ۲۰۰ گرم ريشه آن را بيرون آورد. تميز كرده و پوست
آن را خراش مي دهند و در آب ريخته جوش مي آورند تا عصاره ريشه بيرون آيد و
آب كاملا سرخ رنگ شود. سپس آن را صاف نموده، مي خورند، براي چاق شدن و
درخشاني رنگ چهره نافع و بسيار مقوي است و از صمغ درخت نيز براي رفع پوسته
پوسته شدن سر و خارش آن با ماليدن پخته آن استفاده مي شود.
سابقا در ايران موسوم بوده است پوست شاخه هاي درخت كنار را خشك كرده
ساييده با نام آرد كنار در بازار عرضه مي كردند. از اين آرد كنار مانند
مازد Noix degalle در دباغي استفاده مي شده است. (۴و۱۰)
كنار پارسي :
گونه اي ديگر از جنس كنار است كه در ايران مي رويد و چون از نظر خواص طبي جالب است به شرح آن مي پردازيم :
كنار فارسي : نام فارسي
در درپسشت لرستان بنام دره : نام محلي
Wild jujube : انگليسي
Rhamnaceae : تيره
Z.microphylla Roxb , Z. rotundifolia lam: نام علمي
, Z. Rhamnus nummularia . F
از طرف گياه شناسان مختلف نامگذاري شده است
مشخصات گياه شناسي
كنار فارسي نوعي كنار وحشي است . درخچه اي است كه ساقه هاي آن به هم رفته
و كرك دار و داراي خار و تيغ است. برگهايش تخم مرغي گرد و كامل است. سطح
تحتاني برگها را كركهاي سفيد رنگ پوشانده و ميوه آن گرد و كوچك است.
انتشار جغرافيايي اين درخچه در هندوستان در پنجاب و ساير قسمتهاي گرم آن
مي رويد در ايران در نواحي غربي و جنوبي ايران از لرستان تا خوزستان تا
دازرين و علي آباد كرمان و جيرفت و بلوچستان انتشار دارد. در جيرفت تا
۱۲۰۰ متر ارتفاع از سطح دريا مي رويد.
خواص و كاربرد :
از ميوه آن به عنوان خشك كننده و قابض و براي ناراحتي هاي ناشي از صفرا
استفاده مي شود . برگهاي له شده آن را براي رفع ناراحتي پوست ، خارش ، جرب
، جوش و كورك روي پوست مي اندازند. (۱۰)
Z.rogosa:
گياهي است به صورت بوته هاي چوبي بزرگ خاردار و گاهي به حالت بالا رونده
است . برگها بيضوي نوك تيز باكناره دندانه دار،گلها عاري از گلبرگ و ميوه
گوشتي ،مدور به قطر ۸-۶ ميليمتر دارد .درهندوستان پراكنده است .
خواص درماني:
مخلوط هم وزن گلهاي آن با دمبرگ Piper Betle و نصف مقدار هر يك از ليمو
ترش به مقدار ۲۵/۰ گرم و ۲ مرتبه در روز جهت درمان زيادي خون قاعدگي به
كار مي رود .
Z.oenophila :
به صورت بوته هاي چوبي بزرگ ،خاردار و داراي برگهايبيضي نوك تيز است .
ميوه خوراكي ،مدور و به قطر ۶ ميلي متر دارد . در نواحي حاره آسيا و
استراليا مي رويد .درايران يافت نمي گردد .
خواص درماني :
جوشنده پوست ريشه آن جهت التيام و درمان زخمهاي تازه به كار مي رود .(۶)
پيشنهاد:
با ايحاد كلكسيون هاي تحقيقات عناب و كنار ،ذخاير ژنتيكي اين دو گونه كه به ديايل مختلف در معرض تهديد است حفظ خواهد شد .
منابع:
۱- اميد بيگي –ر.۱۳۷۶- رهيافت هاي توليد و فرآوري گياهان دارويي –جلد ۱. صفحه ۱۱۰-۱۰۹
۲- اميد بيگي –ر.و س .دقيقي .۱۳۷۹.تاثير سن پاجوش و زمان انتقال آن در تكثير عناب .صفحه ۵۸-۵۳
۳- ثابتي ،ح-۱۳۷۳.جنگلها ،درختان و درختچه هاي ايران.چاپ دوم
۴- جانزاده،ع.اعجاز گلها و گياهان دارويي .صفحه ۲۲۲-۲۲۰
۵- رضايي ،م وجايمند ،ك .تركيبهاي شيميايي در گياهان دارويي .جلد اول .صفحه ۱۶۵-۱۶۰
۶- زرگري ،ع.۱۳۷۱ .گياهان دارويي .جلد اول .صفحه ۶۰۳-۶۰۱و۵۸۸-۵۸۷و۶۰۵-۶۰۳
۷- قهرمان ،ا.فلور رنگي ايران .دانشكده علوم دانشگاه تهران
۸- مظفريان ،و .۱۳۷۵.فرهنگ نامهاي گياهان ايران .صفحه ۵۹۱
۹- مير حيدر ،ح.۱۳۷۲.معارف گياهي .جلد ۶.صفحه ۴۱۲-۴۰۸
۱۰- مير حيدر ،ح.۱۳۷۲.معارف گياهي .جلد ۳.صفحه ۱۳۲-۱۳۰
تهيه كننده
معصومه غلامرضايي
|
|
وقتی به كشورهای غربی سفر میكنی، در اثر تبلیغات سوء رسانهها مردم تصور
غلطی در مورد ما ایرانیان دارند. آنها فكر میكنند كه مردم ایران به شدت
با غرب و مردم آن مخالفند. بسیاری از آنها حتی از مسافرت به ایران وحشت
دارند. ولی وقتی به ایران سفر میكنند، چهرهای كاملا متفاوت میبینند،
مردمیمیهماننواز و به شدت خارجی دوست، مردمیكه حاضرند تمام حقوق
ماهیانه را خرج كنند تا سفره رنگینی برای میهمانان خارجی ترتیب دهند.
این نحوه برخورد با خارجیان به قدری افراطگونه است كه اغلب كسانی كه
من میشناسم در سالهای اخیر به ایران سفر كردهاند دوست دارند هر سال به
ایران بیایند. كم نیستند خارجیانی كه به ایران میآیند و در سایه همین
همراهی و همكاری ما ایرانیان ذخایر ژنتیكی و آثار باستانی ما را بدون هیچ
مشكلی از كشور خارج میكنند.
متاسفانه این میهماننوازی افراطی به شكل دیگری گریبانگیر منابع طبیعی
كشور و بهخصوص گیاهان وارداتی شده است. چند وقت پیش به مناسبت هفته منابع
طبیعی تقریبا همه مقامات تراز اول كشور با آبپاشی در یك دست و نهالی در
دست دیگر با كاشت گیاهانی كه اغلب با سرزمین ایران بیگانهاند میزان
علاقهمندی خود را به درختكاری به نمایش گذاردند. البته در كنار این
حركتهای نمادین شبانه نیز تعداد زیادی از درختانی كه روزی اسلاف این
درخت دوستان، بر زمین ایران غرس كرده بودند را قطع میكنند و یا دستور
شمارش دهها هزار درخت را صادر میكنند تا در آخرین باقیماندههای
جنگلهای دوران سوم زمینشناسی قطع شوند، تا شاید سال دیگر در همین روزها
نهالهایی از درختانی كه كمتر كسی به بیگانه بودن آنها شك میكند در
ویرانهای كه به نام جادهسازی در گلستان ایران زمین ایجاد شده است كاشته شود!
همین چند وقت پیش بود آقای اینانلو - كه یكی از برنامهسازان ماهر و به حق
از عاشقان طبیعت این مرز و بوم است - در یكی از برنامههای تلویزیونی سخن
نادرستی را از قول یكی از همكاران دانشگاهی مطرح كردند كه تعداد گیاهان
ایران معادل قاره اروپاست: (البته به این شرط كه عدد 7300 را معادل 12500
فرض كنیم)! هرچند كه در اهمیت كیفی ذخایر ژنتیكی كشور تردیدی نیست ولی طرح
ادعاهای نادرست ژورنالیستی این ذهنیت را در بیننده ایجاد میكند كه ایران
از نظر ذخایر ژنتیكی بسیار غنی است و مدیرانی كه بسیار مقطعی فكر میكنند
اشكالی نمیبینند بخشی از این ذخایر قربانی پروژههای توسعهای شود. بارها
مسوولان منجمله آخرین آن رئیس یا معاون سازمان جنگلها و مراتع مدعی
شدهاند كه ایران از نظر ذخایر ژنتیكی رتبه پنجم را در جهان دارد. اما این
سوال مطرح است كه راستی كشوری كه از نظر ذخایر ژنتیكی و تعداد گونههای
گیاهی تا این حد بیهمتاست، چرا این بزرگواران در این روزها حاضر نیستند
یكی از همین چندین هزار گونه باارزش گیاهی كشور را در هفته منابع طبیعی بر
زمین خودی بكارند؟ آیا هیچوقت این عزیزان به فكرشان خطور كرده است كه كاج (Pinus eldarica)، سرو نقرهای (Cupressus arizonica)، اقاقیا (Robinia pseudoacacia)، آتریپلكس (Atriplex canescens)،كهور پاكستانی آمریكایی (Prosopis juliflora) و اكالیپتوس (Eucalyptus camaldulensis)
از سرزمینهایی آمدهاند كه نه آب و هوای آنها با ما یكی است و نه رشد
چنین گیاهانی نشانی از توانمندی برنامههای جنگلكاری دارد. عجیب آن است كه
عشق به كاشت اینگونهها به حدی شدید است كه حاضرند درست در مركز مناطقی
كه قانونا به نام پارك ملی ثبت شدهاند، توسط همین گیاهان وارداتی اشغال
شوند. نمونه آن كاشت گیاهان وارداتی در عمق پارك ملی سرخه حصار توسط
شهرداری است و یا كاشت آتریپلكس در جنوب پارك ملی گلستان كه سالها پیش
صورت گرفته و یا اجرای پروژههای وسیع كشت گونههای وارداتی در منطقه
حفاظت شده جهان نما در استان گلستان است.
![]() Prosopis juliflora |
![]() Cupressus arizonica |
![]() Pinus eldarica |
![]() Robinia pseudoacacia |
![]() Atriplex canescens |
![]() Eucalyptus camaldulensis |
اهميت اينگونه درختان در باغ ايراني، بيشتر ايجاد سايه و زيبايي است.
اينگونه درختان كه اكثراً غير مثمر هستند بيشتر در محور اصلي باغ كاشته
ميشدند. در اينجا انواع درختان به ترتيب اهميت آنها در باغ ايراني معرفي
ميگردند منابع مورد استفاده در اين مبحث، باغهاي ايراني ( پيرنيا، محمد
كريم ) باغ ايراني (دانش دوست، يعقوب ) باغ ( ابوالقاسمي، لطيف ) گياهان
پهن برگ مقاوم به شرايط نامساعد( يارايي، رامي) فلور ايران ( قهرمان،
احمد ) و كتاب TREES Coombes,Allem هستند.
1- سروها: Cupressus Cupressaceae : تيره 1-1- سرو ناز:Cupressus sempervirns داراي تاج مخروطي شكل و زيباست و ميوه آن به صورت كروي است. برگهاي فلسي و متراكم دارد و نوك آن به سمت بالا قراردارد. زربين C.V var. horizon tallis با انشعابات فرعي و افقي و سرو شيرازC.v .var. Fastigiata كه بعنوان گياه تزئيني در باغهاي تاريخي و در محورهاي اصلي كاشته ميشده و به باغ زيبايي خاصي ميبخشيدهاند، از واريتههاي سروناز هستند. 1-2- سرو نقرهاي: Capressus arizonica داراي برگهاي نقرهاي است . بومي ايران نمي باشد. ولي در باغها كشت آن ديده شده است و ارتفاع آن به 8 متر مي رسد. 1-3- سرو خمرهاي Bieta orientalis داراي برگهاي فلسي شكل است. رنگ عمومي آن سبز و روشن است كه در زمستان كمي تغيير رنگ ميدهد. بعنوان پرچين هم از آن استفاده ميشود. ميوه آن مخروطي كوچك است. از2 الي 5 فلس تشكيل شده كه در كنار هر فلس دو دانه قرار گرفته است. سروها از گونههاي رايج در باغهاي ايراني هستند و در اكثر باغهاي تاريخي بويژه در باغهاي شيراز، باغ فين كاشان و باغ شاهزاده ماهان مشاهده ميشوند. 2- چنار درختي پهن برگ و خزان كننده، با پوست روشن (خاكستري) است. ارتفاع آن به 25 متر ميرسد. ميوه آن كركدار وگرد و داراي دنباله است. دنباله ميوهها اكثراً بين 6تا 8 سانتيمتر است .ميوه آن در پاييز ميرسد. برگها با پهنك داراي 5 تا 7 قطعه دندانهدار هستند. گرده آن باعث آلرژي در افراد ميشود مهمترين گونه آن P.orientalis است كه در باغهاي قديمي در مناطقي مانند تهران رواج بسيار داشته است و اصولاً تهران در قديم چنارستان بوده است. از گونههاي ديگر آن ميتوان به P.hispanica و P.aceiflia اشاره كرد. 3-كاج ايرانيPinus eldarica Pinaceae(Abistacaea) : تيره درختي بزرگ با ميوه مخروطي شكل است كه ارتفاع درخت به 20 تا30 متر ميرسد. شاخههاي آن نسبتاً بلند هستند برگهاي آن دائمي با يك رگبرگ ميباشد. دانه گرده ( ميكروسپور: اندام توليد مثلي نرگياه) آن داراي بادكنك است كه موجب تسهيل در عمل گرده افشاني ميگردد. دستگاه ماده مخروطي شكل و بر روي آن برگههاي متعددي موجود است كه آنها را برچه ( كوچكترين واحد مادگي) مي نامند، درون آن تخمك )مگاسپور: اندام توليد مثلي ماده گياه ( قرار دارد. چوب آن صمغي است و مصارف صنعتي دارد. اين گونه گياهي از حلب وارد ايران شده است. از گونههاي ديگر كاج كه در باغها كاشته ميشوند: كاج جنگلي P.sylvestris، كاج كاشفي P.longifolia، كاج سياه P.laricio ميباشد. كه اكثراً بومي ايران نميباشند. در بيشتر باغهاي تاريخي و در اكثر نقاط كشور به جز جنوب و حاشيه خليج فارس اين گونه گياهي وجود دارد. 4- صنوبرPopulus spp Salicacea : تيره اين درخت داراي ريشههاي سطحي بوده ولي رشد آنها بسيار عالي است و دركمتر از15 سال به ارتفاع 25 متر مي رسد. خزان كننده، پهن برگ و تك پايه(دانه گرده و مادگي روي يك گياه تشكيل و لقاح صورت مي گيرد) است. گلها منفرد، اكثراً كركدار، و با گل آذين(طرز قرارگرفتن گلها روي ساقه و يا شاخه) خوشهاي بوده و ميوهها كركدار است. گونه هاي آن عبارتند از: 4-1- سپيدار: P.alba درختي است ستوني شكل و بلند. پشت برگها روشنتر است و نقرهاي رنگ ميباشد ارتفاع آن 25-18 متر و بسيار مقاوم است. در باغهاي تاريخي و قديمي زياد كاشته ميشده است چه بعنوان باد شكن در حاشيهها و بعضاً در مسيرهاي اصلي نيز كاشته ميشد. 4-2- صنوبر خاكستري: P.canescens ارتفاع آن به 30 متر ميرسد. اندازه برگ آن با سپيدار تفاوت دارد. پوست تنه آن خاكستري مايل به زرد ميباشد. 4-3- تبريزي:( اشالك، صنوبرآسيايي، صنوبر لمباردي)P.nigra var Italica از درختان با ارتفاع زياد و زيبا ميباشد. معمولاً در كنار باغها كاشته ميشده است. برگهاي آن لوزي شكل و زيبا كه درازي برگها بيش از پهناي آن مي باشد. در پاييز به رنگ زرد قناري در ميآيد. 4-4- صنوبر لرزان: ( آشنگ ) P.tremula برگهاي آن شبيه نارون است. 4-5- پده P.eupratica مخصوص نواحي گرم است. 5- نارون ( وسك، قره آغاج )Ulmus Ulmaceae : تيره درختي است با پوست شكافدار، برگهاي متناوب، خزان كننده و رگبرگهاي شانهاي، دمبرگ كوتاه، پهنك معمولاً در قاعده مورب، حاشيهاي ارهاي مضاعف يا ساده. گوشوارك( زائده اي درقاعد ه برگ كه معمولاً زير برگ قرار دارد) ريزان دارد. گلهانر- ماده ( اندام جنسي نروماده روي يك گل قراردارد )يا تك جنسي(گلهاي نر و ماده از يكديگر جدا هستند)، قبل از ظهور برگ ظاهر ميشود. پوشش گل، استكاني ( منظور شكل گل آذين است) و داراي 4 تا 8 لوب است. پرچمها( اندام نر گياه) داراي ميله باريك و طويل هستند، ميوه فندقه بالدار( سامار: دراين نوع ميوهها ( اپيدرم (پوست خارجي) يك تخمدان رشد كرده و به صورت زائدههاي بال مانند در ميآيند) بوده بالها در انتها شكافدارهستند. تشكيل ميوه 3 تا 4 هفته بعد ازگل دهي انجام ميگيرد. در نواحي شمال، شمال غرب و شمال شرق ايران بيشتر ديده مي شود . خصوصاً درتهران بسيار زياد كشت مي شود. 5-1- نارون چتري:Ulmus umbraculifera برگها متقارن و داراي قاعده تقريباً قلبي شكل بوده و نوك داندنه ها تيز نيست. فصل گلدهي اواخر زمستان بوده و گياه متعلق به بخشهاي مركزي فلات ايران است. گونههاي نارون 5-2- ملج U. Montana 5-3- اوجا U. Campestris ساير درختان سايهدار: 1- آزاد: Zelkova Carpini folia Ulmaceae : تيره درختي بلند به ارتفاع تا 35 متروداراي برگهاي بيضي شكل به طول حدود 8 و عرض 4 سانتي متر است.برگها اكثراً نوك هستند اما انواع نوك تيز نيز درآنها مشاهده شده است. حاشيه برگها ساده بدون كنگره، اما گاهي دندانههاي هلالي كند درآنها مشاهده ميشود. سطح فوقاني برگ نرم وسطح زيرين آن تقريباً بدون كرك است. پوست درخت خاكستري تيره است. دمبرگها كوتاه1،2و حداكثر 3 ميلي متر است. فصل گلدهي آنها اوايل بهار است. در شمال ايران زياد به چشم ميخورد و بيشتر درختي جنگلي محسوب ميشود. 2- داغداغان (تا): Celtis spp. Ulmaceae: تيره درخت يا درختچهاي با پوست صاف است كه پوست آن به آساني جدا نميشود. برگها متناوب، خزان كننده، داراي 3 رگبرگ مشخص در قاعده هستند. دمبرگ آنها مشخص است. گلها نرو ماده و از هم جدا يا به صورت هر ما فروديت (نرماده) ميباشد. زمان پيدايش آنها تقريباً همزمان با زمان پيدايش برگهاست.گلها در مادهها منفرد و در نرها مجتمع هستند. ميوه آن شفت، (داراي ميانبر ضخيم و گوشتي درونبر استخواني)، كروي يا تخم مرغي بوده، دمگل آن مشخص وهسته آن سخت است. از درختان قديمي بومي ايران است. 3- زبان گنجشگ: (ون) Fraxinus excelsior Oleaceae : تيره شاخههاي آن به سرعت به صورت عرضي رشد مي كنند. برگهاي آن ريز و كوچك بوده و به برگچههايي تبديل ميشوند. در بهار به برگ مينشيند. ارتفاع آن گاهي به 18 متر ميرسد. ميوه آن در تابستان ظاهر ميشود. درختي مقاوم با عمر طولاني است. دو واريته(Variety ) دارد: F.excelsior Var Jaspidea F.excelsior Var pendula در باغها در مسيرهاي فرعي كاشته ميشده است و سايه مناسبي دارد. 4- توس ( غان)Betula pendula Betu laceae : تيره درختي است خزان كننده و با رشد زياد. برگهاي آن نوك تيز و دندانهداراست. در پاييز رنگ برگها متمايل به زرد ميشوند. چوب اين درخت بسيار محكم است. بهتر است در نزديك درختان سبز خصوصاً سوزني برگان كاشته شود تا جلوه بيشتري پيدا كند. عمر اين درخت كم است. در هر نوع خاك بعمل ميآيد. محيط آفتابي يا نيم سايهدار را ميپسندد. پوست زيبايي دارد كه معمولاً به رنگ سفيد است 5- راش ( آلش، راج، مرس) Fagus sylvatica Fagaceae : تيره درختاني پهن برگ و خزان كننده با چوب صنعتي هستند كه برگهاي بيدندانه يا كم داندانه و گلهاي نر نزديك به هم دارند و همانند سنبلههاي توپي، 1 تا3 ميوه در گريباني(پوشش گل كه گلبرگها را در بر ميگيرد) چهار برگه خاردار بوجود ميآيد. ارتفاع آنها تا 30 متر و گاهي بيشتر مي رسد و شاخههاي فرعي زياد و برگهاي سبز براق آنها در پاييز زرد ميشوند. دندانه برگها ملايم است. بعنوان پرچين يا حصار هم ميتوان از آن استفاده كرد. 6- بيد معمولي:Salix alba Salicaceae : تيره بزرگترين بيد است كه ارتفاع آن به 15 متر ميرسد. برگهاي آن دراز و باريك و ميوه آن كم و بيش بدون كرك است. گونه S.chrysocoma يا بيد مجنون كه خيلي سريع رشد ميكند. در باغ ايراني كمتر مورد استفاده قرار ميگيرد به طور كلي از بيد در جاهايي كه سايه وجود داشته استفاده ميگرديده و هرگز كنار استخر يا در مسيرهاي اصلي باغ كاشته نميشده است. 7- بيدمشك : Salix aegyptica Sali caceae:تيره داراي گلهاي سفيد يا خاكستري بسيار معطر است. ازگل آن عرق بيدمشك تهيه مي شود كه استفاده داروئي دارد و استفاده از آن درگذشته بسيار معمول و متداول بوده است. اين درخت از جمله گياهاني است كه به جز جنبه زيبايي آن، داراي استفاده هاي فراوان ديگري نيز ميباشد. 8- درخت ابريشم:(شب خسب)Albizia julibrissin Mimosacae: تيره ارتفاع اين درخت به 8 متر ميرسد پوست آن خاكستري تيره است و برگهاي شانهاي دارد. محور برگ به طول 10تا 28 سانتي متر داراي يك غده در قاعده دمبرگ بوده و در محل بين آخرين جفت شانه،(برگهاي مقابل هم )گوشوارك دارد. شانه هاي برگ به تعداد 4 الي 14 جفت به طول 15 سانتي متر است كه تعداد برگچه هاي آن 10 الي 30 جفت مي باشد. طول برگچهها تا 18 و عرض آنها 3تا7 ميلي متر است. دانههاي گل به تعداد 8 تا 15 عدد بوده و فصل گلدهي آن بين خرداد تا مرداد ماه است و زمان رسيدن ميوه شهريور ماه تا مهرماه است .اين درخت در قديم بسيار استفاده بسيار مرسوم و متداول بوده است. بويژه در تهران كه اين درخت با آب و هواي اين شهر سازگاري دارد. اين درخت درشمال مركز ايران ديده ميشود. در شمال و مركز ايران ديده ميشود. 9-كهور ايراني: Prosopis Mimosaceae : تيره ارتفاع اين درخت به 10 متر و گاهي 15 متر ميرسد. پوست آن متمايل به خاكستري رنگ است. خارهايي بامنشأ اپيدرمي( خارجي ترين لايه گياه) دارد كه طول آنها بين 3 تا 7 ميلي متراست. خارها (اكثر درختان مناطق گرمسير خاردارند) معمولاً راست و گاهي خميده است. مخروطي شكل و قاعده آن پهن است.گل آذين آن شبه سنبله به طول 7تا 16 سانتي متر ميباشد گلهاي آن زرد، بدون كرك و كاسه گل كوچك است. طول گلبرگها 5/3 تا 5/4 سانتي مترو زمان گلدهي اسفند ماه تاس خرداد و زمان رسيدن ميوه خرداد و تير است. 10- ممرز( اولس):Carpinus betulus Mimosaceae : تيره بيشتر در نواحي شمال ميرويد و برگهاي آن دندانه داراست. گلهاي نر با خوشههاي دراز همراهند و ميوههاي آن شبيه ميوه رازك هستند. در هر نوع خاك حتي خاكهاي سنگين نيز بعمل ميآيد و در آفتاب يا نيم سايه بعمل ميآيد. 11-اقاقيا معمولي: Robinia psedo acaia Legaminosae :تيره ارتفاع اين درخت به 15 متر ميرسد تاج آن گسترده است و برگهاي آن متناوب، شاخهها شفاف و قهوهاي رنگ هستند، گل آن كاسه اي استكاني، جام سفيد، شيري رنگ معطر و موسم گل آن ارديبهشت مي باشد. اقاقيا درخت مقاومي است كه با انواع آب و هوا سازگاري يافته و در اكثر باغهاي قديمي نيز كاشته ميشده است. 12- ارغوانCeris siliquastrum Leguminoseae : تيره درخت يا درختچهاي به ارتفاع 5 تا 10 متر با برگهاي قلبي شكل با گل آذين صورتي ارغواني و به شكل خوشههاي كوچك است كه ميوه آن نيام (اين نوع ميوه از يك كارپل بوجود آمده و داراي دو رديف دانه است) نام دارد. موسم گلدهي آن فروردين و ارديبهشت قبل از پيدايش برگها مي باشد. درگرگان، گيلان، نواحي غرب كشور و زياد به چشم ميخورد. 13- بيد قرمز: Salix carmanica Salicaeae: تيره درخت كوچكي به ارتفاع 5 متر يا بيشتر است.و تنه آن ضخيم بوده و تا قطر 70 سانتي متر مي رسد. پوست آن خاكستري مايل به سياه با شكافهاي طولي عميق و شاخه هاي باريك كم و بيش آويخته است. پوست شاخه هاي جوان يكساله در پاييز و زمستان ارغواني و قرمز ميشود. گل اين درخت، تك جنسي، سنبله (به حالت خوشه سنبل)، تنك و سبز مات است. در نواحي خشك و كوهستاني، جنوب شرقي، بخش مركزي غرب آذربايجان و غرب ايران و كرمان، يزد، اصفهان، آذربايجان، اروميه و كرمانشاه انتشار دارد. 14- ختمي: Althea tehranica Malvaceae :تيره گياهي است پايا و پوشيده از كرك. ساقه آن به ظاهر فاقد كرك ولي پوشيده از كرك ستارهاي است. برگها به صورت سر نيزهاي پهن و گل به رنگ بنفش متمايل به قرمزاست. گلبرگها تخم مرغي واژگون و موسم گلدهي ارديبهشت تا تير ماه مي باشد. در تهران، شميرانات، قلهك، تپههاي ونك يافت ميشود. |
|
|
|
خانواده آکانتاسه Acantaceae
(مشعلي به فارسي)
گياهان زينتي بر اساس رنگ گلها، فصل گل دهي و نوع مصرف آنها تقسيم بندي ميشوند. در کتابهاي علمي يکي از روشهاي متداول تقسيم بندي گياهان بر اساس خانوادههاي گياهي است. در علم گياه شناسي خانوادههاي گياهي را بر اساس حروف الفبايي لاتين تنظيم کردهاند.
اولين خانواده گياهي آکانتاسه است. در اين خانواده عمده گياهان بعنوان گياهان آپارتماني و برگ سبزها مورد استفاده قرار ميگيرند.
آفلاندرا Aphlandra
يکي از گياهان بسيار زيباي خانواده آكانتاسه، آفلاندرا است که داراي برگهاي زينتي، کشيده، رگبرگهاي کاملاً مشخص و يک ساقه گل دهنده چهار گوش و براکتههاي رنگي است. اين گياه نسبتاً حارهاي بهتر است در گلخانههاي نسبتاً گرم و مرطوب نگهداري شود. چنانچه هر زمان رطوبت محيط از حد معيني کمتر شود علائم سوختگي حاشيه برگي روي آن ملاحظه ميشود.
تکثير آفلاندرا بوسيله قلمههاي ساقه انجام ميگيرد و براي تکثير آن بهتر است از سيستم ميست و مهپاش استفاده شود.
فيتونيا
فيتونيا از ديگر گياهان بسيار زيباي برگي اين خانواده است. ساقههايش عموماً به حالت رونده و کوتاه رشد ميکنند و برگهاي سبز با رگ بالهاي صورتي دارد و منظرهاي زيبا بوجود ميآورد. تکثير اين گياه بوسيله ساقههاي ظريف آن در بسترهاي بسيار سبک صورت ميگيرد. براي پرورش فيتونيا در منزل بهتر است از خاکي باPH اسيدي استفاده کنيد. خاکهاي قليايي براي نگهداري اين گياه خيلي مناسب نيستند.
جكوبينا Jacobina
گياه ديگر اين خانواده مشعلي يا جکوبينا است که بخش زينتي آن در حقيقت براکتههاي زرد و گاهي صورتي آن ميباشد. اين گياه برگهاي سبز روشن و ساقه بسيار حساس دارد و نسبت به شرايط محيطي مخصوصاً خشکي محيط و بعضي از آفات گلخانهاي فوقالعاده حساس است. تکثير آن بوسيله قلمههاي ساقه انجام ميشود.
هيپو اِستس
آخرين گياه اين خانواده، هيپو اِستس است که برگهاي سبز زيبا با نقطههاي صورتي دارد. اين گياه نسبتاً کم رشد نياز به يک خاک بسيار سبک و غني از مواد آلي با PH 5/6 تا 8/6 دارد و در جاهايي با نور متوسط در منزل يا گلخانه قابل نگهداري است. تكثير بوسيله قلمههاي سبز صورت ميگيرد.
اندامهاي زيرزميني
- ساقههاي تغيير شكل يافته (پيازها)؛
- بخشهاي گوشتي ريشه.
گل گلايول با پياز تو پر بوسيله اندامهاي زيرزميني تكثير ميشود. همچنين گل سنبل با پيازهاي حساس و سخت ريشهزا تكثير پيدا ميكند. ريزومها بخشي از ساقه زيرزميني گياه هستند که بعنوان عامل تکثير از آن استفاده ميشود. حال به معرفي بعضي از گياهاني كه به اين وسيله تكثير ميشوند، ميپردازيم.
گل اختر
گل اختر يا کانا از خانواده کاناسل است که يک گياه تابستانه با گلهاي بسيار زيبا به رنگهاي متنوع ميباشد. بدليل اينکه برگهاي بزرگ و متراکم توليد ميکند در زماني که گياه روي گل نيست براي فضاي سبز مناسب است. بخش تکثيري اين گياه، يک ريزوم بسيار جوان، فعال و مرتب در حال جوانه زدن است بنابراين ميتوان با قطعه کردن ريزوم اين گياه را تکثير کرد. همچنين ريزومهاي برخي از بگونياها و اخترها نمونه بارز اين دسته از گياهان ميباشند.
عامل تکثير در گياهان پيازي (بعنوان مثال گلايول)، پيازچههاي بسيار کوچک هستند که در کنار پياز مادري رشد ميکنند. پيازچهها را چند سال متوالي (3 تا 4 سال) در زمين مرغوب ميکارند و زماني که پيازها به اندازه معين رسيدند، گل ميدهند.
استفاده از جوانهها بعنوان پيوند
عمل پيوند ياGrafting متصل کردن دو قسمت گياهي است، بطوريكه اين دو قسمت بوسيله باززايي با هم کاملاً جوش خورده و يک گياه را تشکيل دهند. معمولا بر روي همه درختان ميوه عمل پيوند صورت ميگيرد. همچنين گل سرخ از خانواده رزاسه عموماً با روش پيوند تکثير ميشود.
در عمل پيوند دو بخش پايه و پيوندك وجود دارد. بخش پاييني و اصلي که پايه ياStock ناميده ميشود و بخشي را که از گياه ديگر جدا ميشود و روي گياه مادري چسبانده ميشود را اصطلاحاً پيوندک Scion ميگويند. بنابراين پايه و پيوندک دو عامل مهم در موفقيت پيوند هستند. انتخاب پيوندك و سازگاري پيوندك مهم ميباشد، زيرا هر پايه با هر پيوندكي عمل پيوند موفقي نخواهد داشت.
پايه بسته به نوع گياه ميتواند نهال يك ساله يا شاخه بسيار باريك باشد. نسترنها گياه بومي كشور ايران هستند. در پايان سال اول يا دوم وقتي ضخامت پايه نسترن به اندازه يك مداد معمولي شد مناسب پيوند است. دو نوع پيوند وجود دارد. پيوند جوانه و پيوند شاخه كه هر دو آن بر روي نسترن انجام ميشود.
پيوند
1) نيمانيم يا انگليسي
2) پيوند اسكنه از انواع پيوند شاخه هستند.
پيوند انگليسي در فصل زمستان و بر روي گياهاني چون رز، نسترن و كلماتيس انجام ميگيرد. لازم به ذكر است كه پيوند اسكنه احتياج به چسب پيوند دارد تا باز زايي بخشهاي جدا از هم راحت صورت گيرد.
معمولترين پيوند جوانه، پيوند شكمي يا Tاست، كه در اواسط فصل بهار يا اواخر شهريور قابل انجام است و نيازي به چسب پيوند ندارد.
معمولاً پايه و پيوندك را از يك خانواده انتخاب ميكنند تا شانس سازگاري بيشتر باشد. دو نشانه بارز ناسازگاري پايه و پيوندك عبارتند از
الف) برجستگي در بخش طوقه،
ب) نامتناسب بودن رشد پايه و پيوندك.
معمولاً بعد از گذشتن 2 يا 3 سال از پيوند علائم ناسازگاري مشخص ميشوند.
- قلمه چوبي Wood Cutting
- قلمه نيمه چوبي؛
- قلمه سبز؛
- قلمه علفي؛
- قلمه برگ.
قلمه يا Cuttingاستفاده ا ز بخشهاي ساقه و گاهي برگي بعضي از گياهان زينتي ميباشد كه قابليت ريشهزايي سريع دارند. اگر آخرين قسمت ساقه يا بخش رشد يافته سال قبل در قلمه استفاده شود، قلمه چوبي يا اصطلاحاً Wood Cutting ميگويند. بيشتر درختان ميوه، درختچههاي زينتي، گياهان برگ ريز و گياهان خزان دار به کمک اين روش تکثير ميشوند. در اين روش طول قلمه 10 تا 25 سانتيمتر است و بسته به نوع قلمه و تعداد، 3 تا 7 گره در قلمه باقي ميماند. اين چنين قلمههايي فاقد برگ هستند، چون زمان قلمه گيري اين گونه گياهان به دوره خواب گياهان نزديک ميشود (حدوداً از اواسط آبان به بعد) .
قلمههايي كه بافت محكمي دارند، كمي خشبي شده ولي انعطاف لازم را دارند و حاصل رشد سال جاري هستند را قلمههاي نيمه چوبي يا نيمه خشبي گويند. درختچههاي زينتي و سوزني برگان و تعدادي از گياهان گلخانهاي نظير آکاليفا Acalypha و گل کاغذي به اين وسيله تکثير ميشوند. طول قلمهها حدود 10 تا 15 سانتيمتر بوده و 3 تا 4 گره روي ساقه بجاي ميماند. قلمهها بدون برگ يا با داشتن يک يا دو برگ کشت ميشوند.
قلمههاي سبز، حاصل رشد جاري گياه و حامل مريستم انتهايي هستند و به سرعت ريشهدار ميشوند. چنين قلمههايي طولي در حدود 5 تا 10 سانتيمتر دارند و حداقل داراي دو گره هستند و معمولاً برگ دارند و با يک يا دو برگ در محيط ريشه زايي کشت ميشوند. اين قلمهها تقريبا در تمام گياهان زينتي مانند سوزني برگها از قبيل كاج مطبق و آلوکالياها قابل استفاده ميباشند.
نوع ديگر قلمههاي ساقه، قلمههاي علفي يا Herbaceous Cutting است که در گياهان زينتي نظير انواع فوتوسها، ديفن باخيا و برگ انجيري کاربرد دارند.
نوع ديگر قلمه، قلمه برگ است. برگهاي بعضي از گياهان قابليت ريشه دار شدن دارند. عمده برگهاي ريشه زا برگهاي کامل هستند. يعني بايد يک برگ کامل همراه با دم برگش در بسترهاي تکثير کشت شود در حاليکه بعضي از برگها را بوسيله تکه کردن يا قطعه كردن، ميتوان تکثير کرد مانند برگهاي بگونياي ريزومدار و سانسويريا.
كشت بافت
كشت بافت كار نسبتاً تخصصي بوده و نياز به دستگاههاي مخصوص دارد كه در اينجا مورد بحث نيست.
تقسيم بوته Succres
استفاده از تقسيم بوته براي تکثير گياهان زينتي کاربرد زيادي دارد و تعداد زيادي از گياهان به اين روش تکثير ميشوند. استفاده از اين روش بدليل اينکه گياه کامل و ريشهدار از پايه مادري جدا ميشود و عيناً شبيه پايه مادري شروع به رشد و نمو مي کند، يک روش نسبتاً آسان و بدون هيچ گونه خطر از نظر سازگاري با محيط است و هيچ تغيير ژنتيکي در آن اتفاق نميافتد. نمونه اين نوع تکثير را ميتوان در ديفن باخيا، سانسويريا و آنتوريوم مشاهده کرد.
استفاده از اندامهاي زيرزميني
انواع پيازها و ريزومها از اين طريق تكثير ميشوند. در جلسه آينده به بحث در اين مورد ميپردازيم.
خوابانيدن Layering
تکثير بوسيله خوابانيدن ياLayering يک روش نسبتاً ساده و کم هزينه است. فقط بايد دقت داشت که همه گياهان با اين روش قابل تکثير نيستند. برخي از درختان و درختچهها و تعدادي از پيچهاي زينتي با اين روش تكثير ميشوند.
روش کار بدين صورت است که بخشهايي از ساقه که در حال رشد است را درون خاک حفر ميکنيم و مقداري خاک بر روي آن ميريزيم. بخشهايي که در زير خاک هستند ريشهدار ميشوند و بعد از ريشهدار شدن آنها را از پايينترين محلي که براي خاک ريختن انتخاب کردهايم قطع ميکنيم و بعنوان يک گياه جديد به محل مورد نظر انتقال ميدهيم. اين روش تکثير در گياهاني نظير پيچ لوني سرا (ياس امينالدوله)، ياس زرد و پيچ اناري و تعداد ديگر از گياهان قابل استفاده است.
استفاده از ساقه و برگ به عنوان قلمه
روشهاي قلمه برداشتن بر حسب اينکه از کدام قسمت ساقه صورت گيرد اسامي مختلفي دارند.
هر يک از سلولهاي هر كدام از گياهان توانايي ساخت يک گياه کامل همانند پايه مادري خود را دارند. و كلاً هر روشي كه بوسيله آن هر يك از اندامهاي گياهي به يك گياه كامل تبديل شود، يكي از زير ردههاي اين روش است.
انواع روشهاي تکثير غير جنسي
1) کشت بافت؛
2) تقسيم بوته؛
3) استفاده از اندامهاي زيرزميني؛
4) استفاده از ساقه و برگ بعنوان قلمه؛
5) استفاده از جوانهها بعنوان پيوند؛
6) استفاده از ساقههاي رونده؛
7) خوابانيدن.
كشت بذر (تيمارهاي قبل از كشت)
عمليات قبل از كشت بذر را تيمارهاي قبل از كاشت ميگويند.
الف) خيساندن بذرها؛
ب) رفع سرما Stratification ؛ اين اصطلاح براي آن دسته از بذرها استفاده ميشود که براي رويش نياز به يک دوره سرما دهي دارند يعني اگر يک دوره سرما را طي نکنند قادر به جوانه زدن نيستند.
ج) نرم كردن پوستهاي سخت گياهان به وسيله اسيد سولفوريك؛ پوستهاي بسيار سخت بعضي از گياهان تا نرم نشوند قادر به جوانه زني نخواهند بود.
بسته به نوع گياه و نياز ما روش تكثير جنسي يا غير جنسي را انتخاب ميكنيم. اگر نياز به گياهان يكدست و يكنواخت داريم از تكثير غير جنسي استفاده ميكنيم. اما بيشتر براي گياهان فضاي سبز از روش تكثير بذري استفاده ميشود.
همچنين بسته به نوع بذر (ريزي و درشتي بذر) نوع كاشت فرق ميكند. بذرهاي ريز اطلسي را ابتدا با خاك خيلي سبك مخلوط نموده و سپس در سطح خاك گلدان مورد نظر پخش ميكنيم. از آنجا كه پوشش روي بذر نيز به اندازهي بذر بستگي دارد، حدود نيم سانتيمتر خاك روي بذرها ريخته و آبياري نيز با احتياط انجام ميگيرد. هنگاميكه بذرها رشد كرده و 4 برگي شدند گياه به گلدان اصلي منتقل ميشود. بذرهاي هميشه بهار درشت هستند و به فواصل معين در گلدان كاشته ميشوند و روي آنها را با خاك بيشتري (حدود 2- 5/1 سانتيمتر) ميپوشانيم و آب ميدهيم.
نكات لازم در روش بذر کاري
1- آماده سازي بذر قبل از بذركاري؛ آماده کردن بذرهاي معمولي کار مشكلي نيست کافي است بذر تازه، کاملاً يکنواخت و فاقد هر گونه بذر علفهاي هرز يا گياهان ديگر در اختيار داشته باشيم.
2- تيمار قبل از كشت؛ گاهي براي اينکه بذر بعضي از گياهان سبز شود قبل از رويش يا کشت بذر بايد عملياتي را بر روي آنها انجام دهيم تا بذرها را براي جوانه زدن آماده کنيم و اصطلاحاً به آن تيمارهاي قبل از کشت ميگويند.
روشهاي بذركاري
بذر کاري به دو روش مستقيم و نشا کاري انجام ميشود. روش مستقيم براي بذرهايي با اندازه متوسط عملي است که رويش آنها با مشکل زيادي همراه نيست. گل آحار و جعفري به روش مستقيم بذركاري ميشوند. تعداد زيادي از بذرهاي گياهان زينتي نياز به نشا کاري دارند. در روش نشا کاري ابتدا بذرها را در يک جعبه کشت يا گلدان نشا کشت ميکنيم. بعد از اينکه اندازه گياهان و نشاها به حد معيني رسيد و معمولاً اين حد يک اندازه 4 تا 6 برگه است آنوقت گياهان را به محل اصلي انتقال ميدهيم.
![]()
مزاياي بذر کاري
1) ارزانتر بودن نسبت به روش غير جنسي؛
2) انبار كردن بذر به مدت طولاني؛
3) كنترل بيماريهاي ويروسي.
ميتوان بذر را براي مدت طولاني در انبار نگهداري کرد بدون آنکه آسيبي به وضعيت رويشي و ژنتيکي آن وارد شود. همچنين از آنجا که بيماريهاي ويروسي عموماً بوسيله بذر انتقال پيدا نميکنند لذا تکثير بذري راه مطمئن براي کنترل بيماريهاي ويروسي است.
معايب کشت و کار با بذر
1) به علت تفرقه صفات، يكنواختي لازم وجود ندارد؛
2) دوره نو نهالي طولانيتر است؛
3) كيفيت اوليه بذر از بين ميرود.
براي آن دسته از گياهان که نياز به يکنواختي دارند روش بذر کاري براي تکثير آنها مشکل آفرين است. همچنين در بعضي از گياهاني كه زمان لازم براي بلوغ و به گل رفتن گياه طولاني است، هزينه زيادي دارد. مثلاً زمان لازم براي درخت گلابي حداقل 7 تا 8 سال است تا يک پايه بذري به درخت ميوه تبديل شود.
طريق مختلف تكثير
1- مستقيم يا جنسي Sexual Propagation
2- غير مستقيم يا رويشي Vegetative Propagation
تکثير مستقيم Sexual Propagation
تکثير مستقيم بيشتر بعنوان تکثير بذري شناخته شده است. اساس کار در اين روش استفاده از بذر گياه است. بذر يا Seed از ترکيب دانههاي گرده گلهاي نر و خامه گلهاي ماده بوجود ميآيند كه به دو شكل هموزيگوت و هتروزيگوت وجود دارند. بعد از اين ترکيب چنانچه گرده و مادگي از يک جنس باشند بذر حاصل را بذر همگن يا اصطلاحاً Homozygot مينامند و چنانچه بذر بدست آمده از آميزش دانههاي گرده غير از گياه مادر باشد بذر حاصل را ناهمگن يا اصطلاحاً Heterozygot گويند. معمولاً اين روش براي گياهاني كه ناهمگني يا Heterozygot دارند (مثل گلهاي يك ساله كه نياز به تنوع و چند رنگي بيشتري دارند) از ديدگاه توليد كننده بهتر است. همچنين در جاييكه اين روش مقرون به صرفه است (مثلاً در گياهاني كه تكثير به روش غير بذري مدت زمان طولاني ميگيرد) استفاده ميشود.
بر خلاف چهار دسته ديگر (كه ابتدا خاصيت هورموني آنها شناخته شده)، اتيلن ابتدا به عنوان گازي فرار شناخته شد بعد بعنوان هورمون شناسايي شد. اتيلن را در گياهان زينتي عمدتاً بعنوان هورمون پيري ميشناسيم، هر وقت که بخواهيم گياهان را به سمت بلوغ و پيري ببريم کاربرد اتيلن توصيه ميشود. اتيلن گازي فرار است كه در گياهان زينتي به هورمون پيري شهرت داشته و باعث رسيده شدن ميوههايي همچون موز و گوجهفرنگي ميشود.
مصرف اتيلن بر روي سبز زدايي يا رسيدن ميوهجات مفيد است. اما در گياهان زينتي بدليل تشويق به طرف پيري و بلوغ خيلي مفيد نيست.
اتيلن بر روي گياهان خانواده Coleus blumei خصوصاً گياه آيکما Aechema خيلي مؤثر بوده و باعث رشد و انگيزه گل دهي در گياه ميشود. براي جلوگيري از فعاليت اتيلن و جوان ماندن گياه از مواد شيميايي و تركيبات نقره مثل نيترات نقره و تيو سولفات نقره 8-Hydroxy puinoline استفاده ميكنند. همچنين مادهي شيميايي ديگر به نام متيل سيكلو پروپان Methyle Cyclo Propane (1-MCP) را بصورت قرصهايي در ظرفهاي بستهبندي گياه قرار ميدهند تا گل مدتي شاداب باقي بماند.
دسته چهارم از هورمونهاي گياهي بازدارندگان رشد هستند که نقش متضاد بقيه هورمونها را دارند.نقش سه دسته اول اكسينها، ژيبرلينها و سيتوكينينها در تشويق گياه به رشد و نمو است ولي ايندسته نقش جلوگيري كننده در رشد را دارند. در گياه بنت قنسول Euphorbia Pulcherrima صورت ميتوان از بازدارندهاي مثل B9 استفاده كرد. گياهان زينتي کاربرد خوب و بسيار اقتصادي دارند واستفاده از اين بازدارندهها باعث ميشود گياهان کوتاه اما کامل از نظر ساختمان رشدي داشته باشيم. يك پا كوتاهي
دستهاي ديگر از مواد بازدارنده که در گياهان زينتي استفاده ميشوند آلار SADH است، گر چه در بعضي از مجامع جهاني منع شده است اما چون مورد استفاده آن براي گياهان زينتي است و مصرف خوراكي ندارد همچنان قابل استفاده است. بهترين مورد استفاده از آلار يا SADH در طولاني كردن خوشههاي گل گياه کاغذي است.
![]()
سيتوكينينها Cytokinines
سيتوکنينها دستهاي از هورمونها هستند که وظايف خاص و بسيار تخصصي بر عهده دارند. سيتوکنينها وظايفي همچون کمک به تقسيم سلولي و جلوگيري از پير شدن گلهاي شاخه بريده را بر عهده دارند كه كمياب و گران قيمت بوده و دز مصرفي آنها كم است. نقش ديگر سيتوکنينها جلوگيري از پير شدن گلهاي شاخه بريده Cut flowers است. سيتوکنينها در محلول پاشيهاي آبي و شيميايي روي شاخههاي بريده شده كه براي مدت طولاني نگهداري ميشوند، کاربرد بسيار خوبي دارند.
انواع سيتوکنينها عبارتست از بنزيل آمينوپورين، زآتين و کينيتين.
ژيبرلينها Giberellines
مهمترين كاربرد ژيبرلينها GA
جايگزيني سرما در غدهها؛
جايگزيني سرما در بذر
دسته نسبتاً بزرگ از هورمونهاي گياهي ژيبرلينها هستند که در سالهاي حدود 1940 شناخته شدند. کاربرد ژيبرلينها در باغباني به درشت کردن حبههاي انگور، وادار كردن غده يا پياز براي گلدهي و جايگزيني سرما در بعضي از بذرهاي گياهان است. بهترين و پرمصرفترين جاي مصرف GA در ژيبرلينها در Flowery culture است که غدهها و پيازها را به کمک سرما وادار به گلدهي ميکنيم، بنابراين ژيبرلينها جايگزين سرما ميشوند. با تيمار ژيبرلين دوره 3 تا 5 ماهه را که پيازها لازم دارند تا وارد مرحله گلدهي شوند را بسيار کوتاهتر ميكنند.
وظيفه ديگر ژيبرلينها جايگزيني سرما در بعضي از بذرها ميباشد. بعضي از بذرهاي گياهان زينتي نظيرانواع نسترنها نيازمند طي يک دوره سرما قبل از جوانهزني هستند، لذا وقتي اين بذرها را با GA که مخفف ژيبرلين اسيد است تيمار کنيم آن را جايگزين يک دوره سرما کردهايم. لازم به ذكر است که تعداد ايزومرهاي ژيبرلين خيلي زياد است از GA1- GA47 شناخته شدهاند، و در کارخانجات مواد شيميايي توليد مي شوند اما GA3 کاربرد بيشتري دارد. مشخص كردن نوع هورمون و مقدار آن كار بسيار دقيق و ظريفي است كه در آزمايشگاههاي تخصصي با استفاده از دستگاه HPLC صورت ميگيرد.
اکسينها Auxines
عوامل موثر بر عملكرد هورمونها در روي گياهان زينتي
غلظت Dosageهورمون مصرفي؛
سن فيزيولوژيكي گياه
اکسينها جزء اولين گروه هورمونهاي كشف شده هستند كه وظايفي همچون تسريع در ريشهزايي گياهان و ريزش گلهاي اضافي درختان ميوه را بر عهده دارند. مهمترين عاملي که روي عملکرد اکسينها تأثير گذار بوده مقدار مصرف اکسين و يا غلظت هورمون مصرفي است. گاهي اوقات يک اکسين معين عامل رشد و تقسيم سلولي است. اما اگر همين ماده را در غلظت Dosage خيلي زياد بکار بريم، باعث مرگ و از بين رفتن گياه ميشود. بنابراين در مصرف هورمونها مخصوصاً اکسينها غلظت مصرف اهميت زيادي دارد. عامل ديگري که در روي عملکرد و يا وظيفه خاص اکسين اثر گذار است سن فيزيولوژيکي گياه مورد استفاده است. بسته به اينکه گياهان در چه مقطع سني قرار گرفتهاند غلظت مصرفي اکسين و زمان القا آن به سن متغير است و نتايج متفاوتي دارد. اما بطور کلي مهمترين وظايفي را که براي اکسينها ميشناسيم عبارتند از :
تسريع در ريشه زايي گياهان سخت ريشهزا 3000 ppm - 8000 ppm- مخصوصاً در سطوح بزرگ و واحدهاي توليدي بزرگ که سرعت ريشهدار شدن گياه و زمان آن اهميت دارد، مصرف و کاربرد اکسينها داراي جايگاه ويژهاي است؛
عامل تُنُك کننده در محصولات سالآور- به اين طريق باعث ريزش گلهاي اضافي درختان ميشود. مثلاً در درخت سيب حالت سالآوري وجود دارد. بدين صورت که در بعضي از سالها ميوه زياد توليد ميكند و در سال ديگر محصول بسيار ناچيزي دارد. کاربرد اکسينها باعث ميشود که در سالهاي پر محصول تعداد گلهاي قابل تبديل به ميوه کم شود و در نتيجه عملکرد گياه در سالهاي مختلف به شکل متعادلي نگه داشته شود.
1- اكسينها Auxines
2- ژيبرلينها Giberellines
3- سيتوكينينها Cytokinines
4- بازدارندههاي رشد Inhibitors
5- اتيلن Ethylene
هورمون به موادي اطلاق ميشود که به مقدار بسيار ناچيز در يک اندام معين از گياه بوجود ميآيد و در اندامهاي ديگر استفاده ميشود. با اين تعريف شايد تصور شود که هورمونها صرفاً جزء مواد کاملاً درون ساز گياه هستند، اما همواره اينطور نيست زيرا هورمونها هم در داخل اندامهاي گياهي و هم به شکل سينتتيک و شيميايي در خارج ساخته ميشوند و روي گياه القا ميشوند. بنابراين علي رغم اينکه يک تفاوت ناچيز بين اين دو نحوه ساخت هورمون موجود است بيشترين تفاوت مربوط به اصطلاح انگليسي است.
در فارسي هم موادي که بصورت طبيعي در گياه ساخته ميشوند و هم موادي که به صورت مصنوعي از خارج به گياه القا ميشوند را تحت عنوان هورمون ميشناسند، اما در اصطلاح انگليسي موادي را که بصورت طبيعي (در داخل گياه) ساخته ميشوندPlant Hormone و موادي که بطور مصنوعي (در خارج از گياه)ساخته ميشوند را تحت عنوانPlant Growth Regulators يعني تنظيم کنندههاي رشد گياهي ميشناسند.
در تقسيم بنديهاي خيلي قديميتر هورمونها بر حسب نوع قابليت يا کاري كه به عهده دارند، به پنج دسته تقسيم ميشوند.
رشد يا Growthبزرگ شدن سلولها و افزايش تعداد سلولها را گويند. به عبارت ديگر منظور از رشد افزايش تعداد و حجم سلولهاست.
نمو يا Developmentبه مفهوم اختصاصي شدن و تمايز سلولهاست. ممكن است سلولي رشد زيادي داشته باشد ولي نمو نكرده باشد. هر وقت گياه از مرحلهاي وارد مرحلهي ديگر شود نمو يافته است. مثلاً گياه گلخانهاي را در نظر بگيريد كه چند سالي رشد رويشي داشته ولي تا زماني كه وارد فاز گلدهي نشده باشد نمو نداشته است. به معناي ديگر نمو پديدهي تخصصي شدن سلولهاست.
plants and flower of green space
![]()
انواع محيطهاي كشت براي ريشهزايي
- ماسه؛
- پرلايت؛
- ورميکولايت؛
- مخلوط ماسه و پرلايت.
ماسه
- محيط کشت معروف؛
- فاقد هر گونه عناصر؛
- ارزش آن به واسطه وجود تخلخل كافي، وجود اكسيژن و حفظ رطوبت.
اولين محيط كشت ماسه است كه براي ريشهدار کردن گياهان ارزشي خاص دارد، زيرا قلمههاي جدا شده از پايههاي مادري ذخيره غذايي به اندازه کافي دارند. اندازه ذرات ماسه و تخلخل بين اين ذرات بسته به نوع قلمهها متفاوت است پس بهتر است که براي قلمههاي مختلف اندازه معيني از محيط کشت را استفاده کنيم.
پرلايت
- منشا آتشفشاني؛
- سفيد رنگ؛
- فاقد هرگونه ذخيره غذايي؛
- ارزش آن به واسطه ذخيره آب تا 4 برابر وزن خود.
دومين محيط کشت که براي تکثير قلمهها استفاده ميکنيم پرلايت است. و به دليل خصوصيات ذكر شده، در ريشهدار شدن قلمهها يا گياهاني که در غير محيط خاک پرورش مييابند بسيار مفيد و مناسب است. اندازه ذرات پرلايت بين 4- 2/1 ميليمتر است و بسته به نوع مصرف و نوع قلمه براي تکثير از پرلايتهاي نرم و نسبتاً درشت استفاده ميکنيم. معمولاً مخلوطي از پرلايتهاي خيلي نرم و نسبتاً درشت به نسبت مساوي ترکيب ميکنيم و بعنوان يک بستر ريشهزايي از آن استفاده ميشود.
ورميكولايت
- ماده معدني از نوع ميكا؛
- حاوي سيليکات منيزيم، آلومينيم و آهن است.
در حقيقت يک رس حرارت ديده است که ميتواند مقدار زيادي آب را جذب کند. ورميکولايت بدليل قيمت نسبتاً بالايي که دارد مصرف چنداني ندارد. بعلاوه بعلت جذب آب حجمش زياد ميشود و نبايد تحت فشار قرار گيرد، زيرا تخلخلش را از دست ميدهد. فقط در موارد خاص براي سازگاري دادن يک گياه حاصل از کشت بافت در محيط جديد از اين ماده استفاده ميشود. بنابر اين براي تکثير معمول و متداول گياهان عمدتاً ماده مورد مصرف پرلايت يا ماسه است.
مخلوط ماسه و پرلايت
- به نسبت مساوي مخلوط ميشوند؛
- در سطح كاربردي مصرف زيادي دارد.
چهارمين محيط كشت، مخلوط ماسه و پرلايت است. به نسبت مساوي يک حجمي از پرلايت و ماسه نرم (همان چيزي که در اصطلاح باغباني ماسه بادي ميگويند) را با هم مخلوط ميکنند و قلمهها را در آن قرار ميدهند. بعد از ريشهدار شدن قلمهها و اطمينان از حجم ريشه، قلمهها به محل مناسب ديگر انتقال مييابند.
محيطهاي کشت قلمهها فاقد هر گونه ذخيره غذايي بوده و بدليل آنکه فوقالعاده سبک هستند تخلخل زيادي دارند و نميتوانند مواد غذايي را به مدت زيادي در خود نگه دارند. بعد از ريشهدار شدن گياهان چون نياز به عناصر معدني در گياه خيلي بالا ميرود، در يک خاک مناسب که ذخيره کافي اين مواد را دارند کشت ميشوند.
- متداولترين محيط کشت شناخته شده خاک يا Soilاست. تعريف خاک و انتظاري که از خاک براي نگهداري طولاني يک گياه ميرود، بسته به نوع گياه و نياز خاص غذايي آن گياه متفاوت است. گياهان علفي و آپارتماني نياز به يک بافت بسيار سبک دارند، بافتي که تخلخل کافي دارد و آب را به اندازه مناسب در خود نگهداري ميکند و ريشهها در آن بخوبي تنفس ميکنند.
- ترکيبي با نسبت مساوي از خاک برگ، ماسه بادي و خاک زارعي و داراي يک بافت خوب و مناسب براي پرورش گياهان آپارتماني اصطلاحاً خاک سبک ناميده ميشود.
- خاک سنگين در باغباني کاربرد خيلي زيادي ندارد، فقط گياهاني که ساختمان ريشهاي بسيار قطور و قوي دارند مثل گل كاغذي و همچنين شاهپسند درختي و درختچه ختمي چيني در خاکهاي سنگين بهتر رشد و نمو ميکنند.
- غير از خاك تركيبات مصنوعي ديگر مثل پيت هم استفاده ميشود. Peatخاكي است كه از بقاياي در حال تخمير اندامهاي مختلف گياهي بوجود آمده است. پيتهاي طبيعي حاصل تخمير خزهها هستند. دو خزه معروف بنامهاي Sphagnum و Hyponum در اروپاي شمالي به وفور يافت ميشوند و معادني که از اين خزهها در اروپاي شمالي بدست آمده تحت عنوان تورب يا پيت خالص به بازار عرضه ميشوند. پيتPH بسيار پاييني دارد و براي گياهان اسيد پسند و آنهايي که نياز به PH پايين دارند بسيار مناسب و ايدهآل است.
هيدروپونيك – كشت بدون خاك گياهان
- پرلايت؛
- ورميكولايت؛
- پشم سنگ؛
- پوكه معدني.
البته اين مواد فاقد هر گونه ذخيره غذايي هستند و مواد غذايي بطور مصنوعي به اين سيستمها بايد اضافه شوند. پرلايتي كه مواد غذايي لازم به آن اضافه شده باشد بحث محيط كشت هيدروپونيک Hydroponic را به ميان ميآورد. معادن خاك پيت در چند ناحيه (عمدتاً در شمال ايران) شناسايي شدهاند ولي اين معادن دقيقاً حاصل تخمير دو خزه معروف هاپونوم Hyponum و اسفاگنوم Sphagnum نيستند. پيت يا تورب ايران رنگ روشنتري دارد در حاليکه پيت اروپا داراي رنگ قهوهاي بسيار تيره است. PH پيت در معادن ايران خيلي زياد و گاهي بيش از 7 ميباشد (يعني از حد خنثي کمي بالاتر است) ولي PH پيتهاي اروپايي حدود 5/4 است. همچنين معادن كشف شده در ايران قابل توسعه در سطح وسيع نميباشند.
plants and flower of green space
![]()
وجود Co2براي انجام عمل فتوسنتز ضروري است. اين واكنش شيميايي منجر به توليد محصول سبز يا عملكرد گياه ميشود . در اين واكنشCo2 عامل بسيار مهمي تلقي ميشود.
فرمول فتوسنتز
6 CO2 + 6 H2O à C6H12O6 + 6 O2
گلخانههاي ايزوله و با شرايط استاندارد داراي Co2هستند. لذا گلخانههايي كه ارتباط كمتري با فضاي خارج دارند و يا گلخانههايي كه تبادل گازي كمي دارند و در معرض رفت و آمدهاي مكرر و متوالي نيستند براي مصرفCo2 مناسبتر هستند.
عوامل مؤثر در ميزان مصرف Co2
1. فصل و موقعيت زماني: در فصلهاي گرم و پر نور سال مقدار مصرف Co2 بيشتر است؛
2.نوع محصول: بسته به نوع محصول نياز به Co2 نيز متفاوت است؛
سن گياه: گياهان مختلف در سنين مختلف نيازهاي متفاوتي به Co23.دارند.
plants and flower of green space
تأمين رطوبت يكي از پارامترهاي مهم در گلخانهها است. براي رشد و نمو گياهان، البته بايد نيازهاي رطوبتي گياهان را بشناسيم. بعضي از گياهان به رطوبتهاي خيلي بالا نياز دارند و بعضي ديگر به رطوبت كمتري نياز دارند، مثل گل كاغذي. بعد از شناخت نياز رطوبتي گياهان، آنها را در گلخانههاي خاص خود جايگزين ميكنيم يعني همه گياهان در يك نوع گلخانه نگهداري نميشوند. در سطوح تخصصي و بزرگ، هر گلخانه براي يك محصول و يا تعدادي محصول مشابه با نيازهاي يكسان در نظر گرفته ميشود.
راهها و روشهاي مختلفي براي تأمين رطوبت گلخانهها وجود دارد كه عبارتست از:
1. آبياري؛
2. پاشيدن آب به سقف و كف و جدار گلخانه؛
3.كاربرد دستگاههاي بخار ساز.
نور در گلخانه ها
در گلخانهها مقدار نور را به وسيلهي پوشاندن شيشهها با حصير، پاشيدن گِل و يا رنگهاي قابل شست و شو و يا با استفاده از چادرهاي الكترونيكي، كنترل ميكنيم.
همه گياهان به يك اندازه به نور نيازمند نيستند. بعضي از گياهان نياز به نور فراواني دارند و بعضي ديگر به نور كمتري نياز دارند. بنابراين گياهان را از نظر نياز نوري به سه گروه بزرگ تقسيم ميكنيم:
گياهان روز بلندLDP: Long Day Plants براي به گل رفتن بين 10 تا 14 ساعت به نور نياز دارند، مانند گياهان فصلي تابستانه نظير آحار، اطلسي، ناز و ميمون.
گياهان روز كوتاه SDP: Short Day Plants براي به گل رفتن نياز نوري كمتر از 12 ساعت دارند. كه در نقطه مقابل گياهان روز بلند قرار ميگيرند، مثل گل داودي.
گياهان بي تفاوت به طول روز NDP: Neutral Day Plants براي نگهداري در منزل بسيار مناسب و مطلوب هستند. مثل گل حنا يا بگونيا كه حساسيتي نسبت به طول روز ندارند و در تمام طول سال گل دارند.
به گل بردن گياهان روز كوتاه در طي ساعات روشنايي، طولاني به موضوع كنترل نور بر ميگردد. در كشور ما با توجه به اينكه روزهاي آفتابي خيلي زياد است بايد نياز نوري گياه شناخته شود تا گياه در طي روزهاي بلند بخوبي از رشد رويشي برخوردار باشد. لذا گياهان روز كوتاه را به وسيلهي پايين آوردن ساعات روشنايي، بوسيله يك پرده تيره رنگ، و اصطلاحاً ايجاد شبهاي طولاني به گل ميبريم.
![]()
تنظيم درجه حرارت در گلخانهها شرط اوليه براي رشد و نمو بسياري از گياهان است. نياز گياهان به درجه حرارت دامنههاي مختلفي دارد. بعضي از گياهان درجه حرارتهاي بالاتري نياز دارند مثل گياهان مناطق گرمسيري. بعضي ديگر در درجه حرارتهاي كمتر از 20 درجه سانتيگراد هم بخوبي رشد و نمو ميكنند، مانند گياهاني كه از مناطق سردسيري منقل شدهاند نظير پامچال كه در جنگلهاي شمال ديده ميشود.
اما چگونگي تنظيم درجه حرارت در گلخانهها بستگي به سيستم گرمايي دارد. انواع بخاريها يا سيستمهاي گازي و ... ميتوانند مورد استفاده قرار بگيرند. اما دو شرط اوليه موجود در عامل گرم كننده عبارتند از:
1- توان توزيع يكنواخت دما در سطح گلخانه را دارا باشد؛
2- فاقد اثرات مخرب زيست محيطي باشد.
![]()
|
|